عزیزان دل
من یه مشکلی پیدا کردم اونماینه ک خییییلی رو پسرمحساسم
ینی یکی بهش ی چیزی بهش میگه یا مثلا ی کم میچلونش سریع میخوامبرم بچه رو ازش بگیرم یل ی چی بهش میگم الان پسرم ۱۱ ماهشه اوایل خولدش شدیدتر بود الان ب لطف خدا کمتر شده
و اینکه از الان غصه پوشک گرفتنشو دارم و میترسم وقتی پوشک نباشه دست ب بدنش بزنن خصوصا خانواده همسرم ک خیلی این چیزا براشون مهمنیس و متوجه ی سریمسائل نیستن ک بچه بلوغ زودرس میگیره یا اصلا جلوی منه عروس وجهه ی خوبی نداره و اصلا کار قشنگیمنیس و لذت خاصی فک نمیکنمداشته باشه و معمولا ترسامم از سر تجربه بوده و بیخود نبوده
مادرشوهرمم اینجوری شده ک میبینه من ازچی بدم میاد دقیقا همونکارو با بچمانجاممیده ینی مثلا میان سرمیزنن بهمون بعد پیش خودش فکرمیکنه آهان یادماومد این عروس ازاینکاربدش میومد اینکارو با بچش انجامبدیمبعدشماسمشو میزاره دوس داشتن دقیقا دوستی خاله خرسه