2777
2789
عنوان

شوهرم🥲

260 بازدید | 7 پست

چن وقته خیلی سرد شدیم اون یه شهر دیگ سر کاره،یه هفته اس ک خوردم زمین پامو گچ گرفتم دو روز اول خوب بود زنگ میزد ولی چن روزی هس ک تا من زنگ نزنم خودش زنگ نمیزنه،وقتی زنگ میزنیم هم خیلی سر سنگین با هم حرف میزنیم تو این روزام واقعا بیشتر از هر چیزی ب اون نیاز داشتم،خسته شدم از دستش هم دلم برا صداش تنگ میشه هم متنفر هستم ازش،ب نظرتون چرا اینجوری هم،مثلا قبل از اینکه زنگ بزنم دلم خیلی براش تنگه ولی وقتی زنگ میزنم دوست دارم زودتر قطع کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من چی بگم ک یکماه تنهام گذاشته و رفته و حق دیدن عزیزامم ندارم خودشم باهام سرد شده...

خونه رو ترکت کرده رفته؟؟؟دعوا کرده بودین

از وقتي "فردارا ياد گرفتيم همه چيز را گذاشتيم براي فردا.از داشته هاي امروز لذت نبرديمو گذاشتيم براي روز مبادا.شايد بايد اينگونه "فردا" را معني كنيم فردا روزيست كه داشته هاي امروزت را نداری.پس امروز را زندگی کن، فردا حقيقت ندارد...
منم دلم تنگ میشه زنگ میزنم میرینه تو احساساتم جواب نمیده ده دیفه بعد زنگ‌میزنه

احساس ندارن انگار مجسمه ان ...غصه نخور عزیزم

از وقتي "فردارا ياد گرفتيم همه چيز را گذاشتيم براي فردا.از داشته هاي امروز لذت نبرديمو گذاشتيم براي روز مبادا.شايد بايد اينگونه "فردا" را معني كنيم فردا روزيست كه داشته هاي امروزت را نداری.پس امروز را زندگی کن، فردا حقيقت ندارد...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز