مادرم عمل کرده بود. مهمان بجای اینکه بگه خدا بد نده یا انشاالله خوب میشه ،نگران نباشین.و
بهمون میگه دیدین مریضی چیه؟گفتم خیلی وقته ک ما دکتر میریم .میدونیم مریصی چیه.چقدر پرو ان داغ دل آدم تازه میکنن .مادرم مریض بود بهمون دستور هم میدادن .موقع غدا خوردن دستشویی رفتن و....هی میگفتن این بیار آون بیار. مادرشون مریض بود .دونفردیگم(مهمان )اصافه شدن. مثلا میگفتن من با این غدا سیر نمیشم یچیز دیگه بپز.نمیگن یک نفر آدم خسته میشه. اصلا بلند نشدن. مگه من خدمتکارشم ن یا گارسونشونم. یه دستت درد نکنه نگفتن فقط ایراد میگرفتن.توتاپیگم قبلیمقبلیم نوشتم