2777
2789
عنوان

رفت...

92 بازدید | 2 پست

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد


دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد


در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت


هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد


زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند


اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد


آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،


شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد


با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد


با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد


ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم


یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد


جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت


گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد


یک عمر به سودای لبش سوختم و آه


روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد


یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر


رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد


با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت


مصداق همان وای به حال دگران شد

🌱☕🧡


حامد عسکری



تا میل نباشد به وصال از طرف دوست ، سودی نکند حرص و تمنا که تو داری...! _جناب سعدی

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز