2777
2789
عنوان

رفت...

87 بازدید | 2 پست

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد


دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد


در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت


هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد


زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند


اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد


آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،


شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد


با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد


با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد


ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم


یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد


جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت


گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد


یک عمر به سودای لبش سوختم و آه


روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد


یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر


رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد


با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت


مصداق همان وای به حال دگران شد

🌱☕🧡


حامد عسکری



تا میل نباشد به وصال از طرف دوست ، سودی نکند حرص و تمنا که تو داری...! _جناب سعدی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز