2777
2789
انقد آرزو داشتم حتی سرچ کرده بودم چ رژیمی واس بچه چی بخوریم من تو این فکرا بودم .اون تو فکر چجوری فر ...

توروخدا مصمم شو رو طلاقت ازت خواهش میکنم باهاش ادامه نده واقعا قلبم درد اومده برات مردک شارلاتان

تو باید قوی باشی ....بلاخره یه کیس خوب که میومد ....برو تو جامعه ساده نباش ...

رفتم یروز مانتوفروشی کارکنم دوسال پیش.دخترای اونجا باهم همدست شدن مانتوهای خودشونو ک میدادن ب مشتری بمن میگفتن دکمه هاشو ببند من سرم شلوغه درحالیک هرکس باید خودش مانتوهایی ک معرفی می‌کرد بعدش جمع کنه .مینداختن گردن من ک جدید بودم .یا یکیشون پشت سرمشتری اشاره کرد ب حالت تمسخر. نمیخام همراهی کنم بااین کارا .نمیدونم چجوری ساده نباشم اخلاقم خوبه باهمه میجوشم ولی اذیتم میکنن بخصوص واس همین مساله کارارو گردنم انداختن .تو خانواده شوهرمم همینجوری بودن خواهرشوهرام

 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اسی خب چرا دوره شناخت  رو بیشتر نکردید یه محرمیت میخوندید چند ماه بالاخره طرف خودش نشون میداد ...


شهردیگ بودن شبی ک میخواستن فرداش بیان شهرم خواستگاری هنوز دودل بودم چون نمیشناختمش تا ۴صبح خوابم نبرد مامانم تحت فشارم گذاشته بود تو اون یکسال ک زودتر شوهرکن برو ‌همون شبم گفتم ب پسره پیام میدم نیان میخام بیشتر فکر کنم مامانم تهدیدم کرد آفتاب بزنه میندازمت تو خیابون الانم تهدید اگ طلاق نگیری میندازمت تو خیابون انقد خواهرمجردم پررو شده ک پارسال نشسته بودیم یهو گفت بلید از شوهرت جداشی گفتم بخودم مربوطه دخالت نکن داد زد مامان بیا این نمیخاد جدابشه بندازش بیرون 

از مادر بدو بیشعور من همچی بچه هایی عجیب نیس ی بچه رو تبدیل ب قربانی میکنه بقیه رو میندازه ب جونش .قبلا با بابام اینکار کرد اخرم سکته اش داد اون مرد آلان چسبیده ب من .ب خواهرم وعده جهازم داده ب داداشم وعده خونه ارثمو 

از حرفهاشون فهمیدم علنی پارسال داداشم گفت ایشالا بمیری خونت برسه بمن مامان گفته این بمیره خونشو میدم بتو گفتم ن میرسه ب دخترم از شوهرسابقم ی دختر دارم گفت دخترتو میکشم گفتم اون باباش از صدکیلومتری بچم رد بشی تیکه تیکه ات میکنه ک دیگ ساکت شد ول کرد مامانم حریصشون کرده یبارم پارسال ب طرفداری مامانم ک الکی سردوتا تکه لباس باهام بحث راه انداخته بود کتکم زد 

مامانم جنجالیه همه رو بجون هم میندازه همین شوهرمو شهر دیگ بودیم پول می‌ریخت کارتش من خبر نداشتم تحریک میکرد اونم بامن دشمنی می‌کرد فقط،بل ی تلفن ازاون شهر ب این شهر زندگیم بهم می‌ریخت همش

 
اسی خب چرا دوره شناخت  رو بیشتر نکردید یه محرمیت میخوندید چند ماه بالاخره طرف خودش نشون میداد ...

مامانم جنجالیه همه رو بجون هم میندازه همین شوهرمو شهر دیگ بودیم پول می‌ریخت کارتش من خبر نداشتم تحریک میکرد اونم بامن دشمنی می‌کرد فقط،بل ی تلفن ازاون شهر ب این شهر زندگیم بهم می‌ریخت همش


من از دست همینا نتونستم بچمو پیش خودم نگه دارم پول و درآمدم نداشتم چون مامانم تو ۱۷سالگی سال کنکورم بزور وادارم کرد منو داد ب نوه خالم .اونزمانم گفتم نمیخام معدلم ۱۹بود گفت کاری میکنم دیک بابات نزاره بری مدرسه پارسال فهمیدم اونزمان بهم تهمت ناموسی زده بابام عضبی کرده ک اونم منو زد گفت حق مدرسه رفتن نداری کاش ب بابام میگفتم نمیدونستم چ اتفاقی داره میفته 😭

 
اسی خب چرا دوره شناخت  رو بیشتر نکردید یه محرمیت میخوندید چند ماه بالاخره طرف خودش نشون میداد ...

دآره طلاق میده پارسال مامانم خوشحالی کرد جلوم من عرضه شوهرداری داشتم تو نداشتی خاک تو سرت 

وجود خودش پراز عقده است تا پنجم دبستان درس خونده بابام فوق دیپلم تربیت معلم داشت معلم بود اشتباه کرد اومد اینو گرفت نسل خودشو سوزوند صدبار میخواست طلاقش بده از بچگی یادمه پشیمون بود این با کمک دایی شوهرسابقم ک میشه خواهرزاده مامانم خونه بابامو زدن ب نام مامانم با کلاهبرداری. واس همینه ک الانم هی منو تهدید ب بیرون انداختن میکنه بقیه رو ن .من مث بابام شدم خواهرام مجرده مث مامانم اون بزرگه از مامانم زده جلو فاسده با شوهرسابقم رابطه داشت فک کن میدونستم جرات اعتراض نداشتم ی شب با مهموناش مرغ درست کرد ب زور اومد خونم گذاشت فر من .بدون اجازه ام با شوهرم هماهنگ می‌کرد صاحب زندگی من شده بود

 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز