سلام بچه ها. من عضو جدید نی نی سایت هستم. میخواستم باهاتون یه کم دردودل کنم. 29 سالمه و مجردم. بچه درس خون بودم، هم مدرسه و هم دانشگاه. ولی کلا آدم استرسی ای بودم همیشه. مشکلات خانوادگی زیادی داشتیم و داریم. الانم چند ساله که هیچ کار مفیدی نکردم. خیلی اعتماد به نفسم پایینه. افسردگی هم دارم. با پدر و مادرم مشکل دارم. دلم میخواد ازشون فاصله بگیرم ولی نمیشه. کسی تجربه مشابه داشته؟
هیچکاری وجود نداره ک ما بخوایم انجام بدیم و مادرم مخالف نباشه هیچکاری
دقیقا مامان منم همینه. بهش میگم ما هر کاری بخوایم بکنیم تو میگی نه نکن. اونوقت اگه به هر دلیلی اون کار نتیجه ش خوب نشد یا پشیمون شدیم میگی من که گفتم نکن!!!! این شد حمایت؟ :/
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مشکل اعتماد به نفسم صددرصد به رفتارای پدر و مادرم برمیگرده. الان همه مسائل زندگیم رو نمی تونم توی یه ...
یه دوره عزت نفس میرفتم و مربی میگفت اولین قدم برای تبدیل شدن به یه آدم با عزت نفس پذیرفتن مسئولیت اشتباهات خودته. تو به سنی رسیدی که بقیه هر رفتاری هم که داشته باشن باز بتونی رشد کنی و تحت تاثیرشون نباشی اگر احساس کنی اونی که روی تو اثر گذاره فقط خودتی اونوقته که حس قدرت میکنی و خودتو یه موجود منفعل و بیچاره و شکست خورده نمیبینی و تلاش میکنی آگاهانه اشتباهاتتو بپذیری و جبرانشون کنی