2777
2789

خانوما من ۱سالی میشه با اقایی اشنا شدم ارتباطمون خوبه از این که دوسم داره و وفاداره کاملا مطمئنم ولی قهر و اشتیامون زیاده داره دیوونم میکنه خیلی دوسش دارم ولی بعضی وقتا ازش ناراحت میشم مثلا کاری پیش میاد قرارو بهم میزنه یا یه چیزی درمورد گذشتش میفهمم ناراحتم‌ میکنه قهر میکنیم بعد میاد کلی قول قرار میزاره بازم دعوامون میشه بخدا خسته شدم میترسم کلا‌ باهاش کات کنم دلم بمونه پیشش از یه طرفم خیلی اعصابم خورده

من تو رابطه ای که اعصابم اروم نباشه نمیمونم

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز