دیشب یه کلمه گفت تبریزم و یه فیلم فرستاد
( ولی من میدونم اون دنبال یکی همینجاست
پس دلیلش چیه ؟ )
سه ماهه از اواسط اسفند تا الان که همو ندیدیم
من خستم جون تو تنم نیست دارم از بی حالی میمیرم
دیگه چجوری به چه زبونی بهش بفهمونم من بهش نیاز دارم یه آغوش یه بوسه اینقدر چیز بزرگیه؟
یعنی اون خودش اینا رو نمیخواد؟
یعنی اینقد سرگرم کارشه؟
من نمیتونم بیفتم دنبالش برم یه استان دیگه
من ماشین ندارم رانندگی بلد نیستم داشتم هم اجازه پدر مادرم لازم بود که نمیدن
من چیکار کنم اخه؟
تو واتساپ بلاکم نمیکنه بعد هر چند تا پیام مثل دیشب دو کلمه جواب میده
داره عذابم میده داره نابودم میکنه تکلیف منو معلوم نمیکنه