2777
2789
عنوان

رابطه سمی :)💔

| مشاهده متن کامل بحث + 15053 بازدید | 303 پست
حرفهای خصوصی رو که نباید به دوماد گفت، اشتباه کردی

به کی میگفتم ک مزاحمم میشه؟ ب مادرم ؟ خواهرم؟ برادرم ک ت ذهنش من رقیبش ترسیم کرده بودن:)؟؟

رها باش ، واقعی باش ، خودت باش! زمان حقیقت را میگوید.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

فقط۳روووز😐😐😐چرا قبول کردی😐همون درستو میخوندی

بابام میگفت‌نیمزارم درس بخونی ولی همسرم گف من همه امکاناتش فراهم میکنم واست

رها باش ، واقعی باش ، خودت باش! زمان حقیقت را میگوید.
تو 18 سالت بود میتونستی مستقل بشی . قانون بهت این اجازرو داده بود .  .

از کجا اقدام میکردم حتی نیمراشتن برم بیرون میگقتن فرار میکنه

رها باش ، واقعی باش ، خودت باش! زمان حقیقت را میگوید.

همسرم ادم معقول و ارومی ب نظر میرسید روز اول عقد بهم گف بیا بریم بیرون این حرفا تاهمون روز فهمیدم مشکل عصبی داره مثلا داشتم باهاش راه میرفتم میگفت چرا اینجوری راه میری من بعد دستم گرفته بوددستش فشار دادم برگشت دستم پرت کرد ک احمق درس رفتار کن منم قهر کردم روز اول عقد دعوا؟

رها باش ، واقعی باش ، خودت باش! زمان حقیقت را میگوید.

من وقتی ناراحت میشم لال میشم هیچی نمیگم هیچی نگفتم هی تعریف میکرد هیچی نمیگقتم دوباره شروع کرد داد بزنه چرا هیچی نمیگی مگ لالی گفتم درس صحبت کن زد ت گوشیم گف خفه شو ت معلوم نیست چ مشکلی داشتنی ک بدون تحقیق با تفاوت سنی زیاد ب من دادنت حرف یزنی خونت حلالته😭منم گفتم من هیچیم نبود خووم انتخاب کردم گف خیلی خیره سری بعدش شروع کرد مشت ت دیوار یزنه جلو مردم منم خجالت کشیدم هی میگفتم اروم باش ببخشید این حرفا یهویی مچ دستم  کشید گف بیا رفتیم ییابون گف من بایددبهم ثابت بشه تورو بی جعت ب من ندادن 😭اول تعجب کردم بعد با کاری ک کرد ترسیدم گریه میکردم التماسش میکردن 😭 یکلی بهم زد با زور بهم تجاوز کرد😭😭😭😭😭😭

رها باش ، واقعی باش ، خودت باش! زمان حقیقت را میگوید.

از درد و ترس ب خودم میپیچیدم شبش هم پاگشا خونع مادر شوهرم دعوت بودیم رفتیم هیچی نگفتم گفتن چرا رنگ روت زرده گفتم‌پریودم :) خلاصه اون شب تموم شد هر جا میرفتیم میگفتن مادر شوهرت عالیه خوبه منم گفتم حتما این واسم مادری میکنه ولی اونم با نیش کنایش اذیتم میکرد با عروس بزرگه میرف بیرون بع ب من میفهمیدم میگفت تورو هم مگ باید میبردیم؟🙂

رها باش ، واقعی باش ، خودت باش! زمان حقیقت را میگوید.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز