گفتم اصلا نمیخوام بغلش کنم ببرید اونور
حالم به شدت بد بود
از استرس شدید بعد از بهوش اومدن فکر میکردم تصادف کردم و عملم کردن و مجردم
اصلا یادم نبود بچه دار شدم
بعد از شش هفت ساعت اوردن دیدمش
بازم بغل نکردم تا سه روز
زیر دستگاه و اکسیژن بودم تپش قلب شدید داشتم نمیتونستم