ی گربه سیاه میبینن با ی دسشویی مثل انسان میفهمه که خونهه جن داره بعد روز پا تختی میگذره تا فردای پاتختی دختره از این روبه اون رو میشه (خواهر ژنه همش خونه اینا بوده به بهونه اینکه خونشون رو تمیز کنه ) پسره زیر بالشتش ی دعا پیدا میکنه اهمیت نمیده
نصف شب داشتن فیلم میدیدن صدای پا نیومده دختره ترسیده ولی بازم اهمیت ندادن
هفته بعدش دختره میگه میخوام برم خونه مامانم میره خونه مامانش ( ۷۰۰ملییون طلا ۱۴ تا سکه تمام بهار آزادی برمیداره میره)
بعد به پسره زنگ میزنه میگه دیگه نیا