2777
2789
عنوان

داستان زندگی من

| مشاهده متن کامل بحث + 1427 بازدید | 87 پست

بقیشو بگم یا خسته شدید؟

کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت. وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم، من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها. 

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

خلاصه  چند سال گذشت تا شد پارسال🙂منو همسرم زندگی خیلی ارومی داشتیم که خب ارومی زندگی و مدیون اون بودم چون اون خیلی صبور  هست و من خب صادقانه بعد از چند سال زندگی هنوزم حسی بهش نداشتم و با وجودی که خودم انتخابش کرده بودم و یه جورایی میخواستم زود ازدواج کنم که به سینا بفهمونم که اگه تو ازدواج کردی منم ازدواج کردم( حالا اونکه اصلا نمیدونست من دوستش دارم 🥲😂 بچه بودم دیگه)  خلاصه یا این وجود مدام با مادر و پدرم دعوا میکردم و میگفتم که اگه شما اینقدر از خوبی های مهدی نگفته بودین من باهاش ازدواج نمی‌کردم شما مجبورم کردید و اینا در حالیکه اصلا مجبورم نکردن و لی خب از زندگیم راضی نبودم و میخواستم بندازم گردن یکی،شاید بگید  مشکلی داشتی؟ نه اصلا هیچ مشکلی نداشتم همسرم خیلی دوستم داشت و خیلی صبور بود علیرغم بداخلاقی های من تحملم میکرد و من این‌قدر باهاش بد اخلاق شده بودم که اگه یه روز یکم باهاش خوب بودم طفلی از ذوق میکرد خلاصه

کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت. وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم، من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها. 

و  خب من همش غر میزدم که شغلمو دوست ندارم و اینا همسرم گفت. حمایتت  میکنم که دوباره کنکور بدی خلاصه گفت برو کتابخونه هیچ کاری برای خونه نمیخواد بکنی فقط درس بخون که اونی که دوست داری قبول شی بیشتر از این وارد حاشیه نمیشم، تو همین گیر و دار بود که متوجه شدم سینا از همسرش جدا شده و دوباره برگشت به آپارتمان و خب من اصلا برام مهم نبود چون دیگه  شوهر داشتم و شوهرم از هر لحاظ از اون بهتر بود و دیگه اصلا به هیچ عنوان سینا رو در حد خودم نمی‌دیدم اما


کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت. وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم، من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها. 

بهتون گفته بودم که دبیری قبول شدم و خب معلم بودم، و برادر سینا که یه بچه نوجوان داشت دخترشو میآورد پیشم که بهش درس یاد بدم که با اومدن و طلاق سینا این وظیفه رو به سینا داد...

کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت. وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم، من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها. 

خلاصه سینا هفته ای یکبار دختر برادرشو می‌آورد واحد ما که طبقه پایین بود و خب منتظر میموند تا کلاسش تموم شه درحالیکه میتونست بره واحد خودشون چون واقعا یه طبقه راهی نبود ولی خب نمی‌دونم چرا میموند و یکم از اون جدی بودن چند سال پیشش فاصله گرفته بود و نرم تر شده بود ولی خب ایندفعه دیگه من خیلی جدی بودم  چون شوهر داشتم تا

کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت. وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم، من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها. 

تا اینکه یه بار دختر برادر سینا پیش من کلاس داشت و من مدرسه جلسه داشتم و هرچی به مادرش زنگ میزدم که نیارتش جواب نمی‌داد  و  چون اگه میومد پشت در میموند من  به شماره ای که از سینا داشتم زنگ زدم و منو نشناخت چون شمارمو نداشت منم گفتم به برادرتون بگید که بچه رو نیارع من جلسه دارم و این شد یه استارت دوباره خلاصه به بهانه های مختلف به من پیام میداد مثلا اینکه همسرتون نیروی حسابدار برای شرکتش نمی‌خواد و اینا و من هر سری خیلی جدی برخورد میکردم و میگفتم به خودش بگید

کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت. وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم، من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها. 

هستید؟

کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت. وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم، من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها. 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز