سلامممم شبتون بخیر ،من الان به یک نقطه ای از زندگیم رسیدم که به نظر شما خیلی احتیاج دارم اگه داستان زندگیمو از اول هر شب تو یه تاپیک بنویسم میخونید و راهنماییم میکنید؟
کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت.وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم،من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها.
ناامید کردن کسی که نیاز ب حرفای امیدوار کننده داره کار شاخی نیست اگه جرعت داری انگیزه ی پرواز بده بهش :)......بیست سال بعد شما از کارهایی که انجام نداده اید ناراحت می شوید نه کار هایی که انجام داده اید... پس طناب قایق تان را از ساحل باز کنید و از ساحل امن خود به سوی آب های آزاد برانید و خطر کنید، جستجو کنید، رویا بسازید و کشف کنید♕^_^
و خب من هر روز به بهانه خرید به مغازه ایشون میرفتم اما خب بعد از مدتی مغازشون رو بستن و رفتن یه جای دیگه مغازه زدن اما خب هنوز هم همسایه و واحد کناریمون بودن ولی خب من چون خیلی درسخون بودم از صبح تا شب میرفتم کتابخونه و ایشون هم که خب مغازه بودن و اصلا هیچ دیداری صورت نمیگرفت و کم کم افسردگی گرفتم و اصلا متوجه نشدم که افسردگیم بخاطر ایشونه و همه و حتی خودم فکر میکردیم برای فشار بیش از حد درس و کنکوره و خانوادم منو پیش روانشناس بردن و تحت درمان قرار گرفتم و زمانی که زندگیمو برای روانشناس توضیح دادم روانشناس گفتن که تو عاشق شدی و بخاطر ندیدن عشقت اینجوری داری خودتو نابود میکنی همینطور که من داشتم جلسات مشاوره مو ادامه میدادم و روانشناسی داشت منو مجاب میکرد که برم بهش بگم دوستش دارم مادرشون کارت عروسی این آقا رو برای ما آوردن و چون سنش خیلی کم بود من واقعا توقع نداشتم ازدواج کنه و حالم خیییلی بد شد جوری که زار میزدم و افسردگیم خیلی شدیدتر شد
کاربر۹۶،لطفا واسه حاجتم یه صلوات بفرست💋،،.من یه شیرازیم و بهش افتخار میکنم، اگه مخالف نظرمی ریپلای نکن،اینجا تبادل نظره نظرها متفاوت.وقتی از تاپیک عکس رفتم و شما لایکم میکنید دلم میخواد بغلتون کنم،من یک فمنیسم هستم و مخالف سر سخت زن ستیزها.