پدرم به شدت مرد تعصبیه حتی ی کرم هم بزنی عصبانی میشه باید با حجاب باشی و چادری خیلی بد دل و شکاکن ب خاطر این رفتار نه میزارن درس بخونی نه یه کلاس هنری بری نه هیچی بازار هم تنها نمیزارن بری هرجا برن باید همراهشون باشی مثلا خونه عمه خاله عمو عروسی مجلس ختم همه جا آخه دختر بزرگ شاید دلش نخواد جایی بره حس اضافی بودن به آدم دست میده فقط چون شکاکن دوست ندارن تو خونه تنها باشی......مادرم به شدت عصبی و بد دهن و مدام نفرین میکنه تحقیر فحش دلش میخواد همه کارارو من بکنم جارو ظرف آشپزی اگر ی بار از خستگی یا حال بد افسردگی بخوای بری تو اتاق بشینی هزارتا فحش و نفرین میکنه
شرایط خوبی اینه که خسیس نیستن و خرجی تون رو خوب میدن ولی ن میزارن گوشی داشته باشی ن حتی ی فیلم غیر از فیلمای تلویزیون ایران ببینی آدم ب چی دل خوش کنه اونجا
وای عزیزدلمم کاش یجوری کار کنی کار تو خونه ای پیدا کنی درامدت از خودت باشه هرچقدر کم کمتر میتون ...
آنقدر کار تو این خونه زیاده که آدم آخر شب نایی براش نمیمونه فک کنید صب صبحونه ببر جمع کن ظرف بشور بعد کل خونه و ک بزرگن جارو بکش مرتب کن دوتا داداش دارم هر کدوم لباسامون رو ی جا پرت میکنن مامانمم ازون ور از جایی میاد اباساشو میریزه تو خونه مدام باید جم کنم باز ناهار درست کنم و ظرفای ناهار و باز مرتب کردن اگر نکنم هزارتا بدوبیراه میشنوم دیگه وقتی و جونی برام نمیمونه برای کار کردن برای خودم