2777
2789
عنوان

خیلی از حرفِ مامانم ناراحت شدم!!!

| مشاهده متن کامل بحث + 1436 بازدید | 71 پست
سلام..ممنون خداروشکر... آره حماقت بزرگی که کردم برام دردسرساز شد...کاش هیچ وقت این کار رو نمیکردم.. ...

می‌دونم سخته و عربا هم شدیدا غیرتی چه داداشت چه بابات و فامیلای فضولم درک میکنم عزیزم بزار بابات بهت گیر بده هرچی که شده یه جوری خودتو تو دل بابات بیش از حد جا کن که غیرتشم اجازه نده دست روت بلند کنه وقتی تاپیکتو خوندم که جلوی زنعموت زد تو صورتت خیلی اعصابم خراب شد اگه پسر عموت تورو میخواد بزار خودش پیگیر شه تا واسه توام بد نشه بلاک کن شماره هاشو اگه با شماره های دیگه پیام داد به بابات نشون بده بگو من که جواب نمیدم ولی خواستم بدونی که یه وقت فکر نکنی خواستم ازت پنهان کنم 

کلا خودتو تو دل بابات جا بده اگه پسر عموت میخواد خب بزار جون بکنه وقتیم اومد حتمااااا شرط بزار که حق نداره روت دست بلند کنه باید جدا از خونه مادرشوهرت باشی و....فقط اینو بدون که تحت هرشرایطی نباید مخفیانه کاری انجام بدی حتما باباتو در جریان بزار ازش بپرس چی خوبه چی بد من میدونم پدرا از دخترای حرف گوش کن خیلی خوششون میاد 

اینطور آبروریزیم نمیشه باز تو فامیل که همه تقصیرا بیوفته گردم تو 

زیرهجده سال رو کاری ندارم کسایی که به بلوغ ذهنی نرسیدن چه چهارده پونزده ساله چه سی چهل ساله ریپ نزنین  
می‌دونم سخته و عربا هم شدیدا غیرتی چه داداشت چه بابات و فامیلای فضولم درک میکنم عزیزم بزار بابات بهت ...

من تماساش رو اصلاااا جواب نمیدم چون بابام از اون روز به بعد سیم کارتم رو عوض کرد..این چند روز امتحان دارم میاد جلو مدرسه.....اهواز که فامیل جمع میشن جرات نداره بیاد جلو یا معمولا از طریق عمه هام و مامان بزرگم حرف می زنه...

فقط اگر راننده سرویس یا مسئولای مدرسه بفهمن به بابام بگن خیلی بد میشه ..اصلا نمیزاره حواسم به امتحانام باشه.

واقعا خدا جواب کارم رو داد....خیلی پشیمونم ...


به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

می‌دونم سخته و عربا هم شدیدا غیرتی چه داداشت چه بابات و فامیلای فضولم درک میکنم عزیزم بزار بابات بهت ...

اصلا نمی تونم به بابام بگم میاد جلو مدرسه تو فامیل جنگ میشه...هر چی بهش التماس می کنم تو رو خدا نیا آبروم میره ...میگه خودم تا آخرش هستم..دروغ میگه ....آخرش همه چی میوفته گردن من...به مامانمم نمی تونم بگم..فوق العاده می ترسه..از این جر و بحثا وحشت داره...چند وقتی هم هست حالش زیاد خوب نیست چیزی نگفتم بهش...

بابامم این چند وقت بخاطر کارش سرش شلوغه و عصبی ...اصلا نمیشه باهاش حرف زد ..یه شب رفتم بهش بگم نتونستم...خیلی اخلاقش بده..نمی تونم راحت حرفم رو بزنم...

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
اصلا نمی تونم به بابام بگم میاد جلو مدرسه تو فامیل جنگ میشه...هر چی بهش التماس می کنم تو رو خدا نیا ...

بزار جنگ بشه فقط چیزی نیوفته گردن تو 

ببین بنظر من رشتت هرچی که هست حتما میتونی از توش پول و آینده دربیاری بیش فعال باش زرنگی کن زودتر کسی بشی هم از دست پسرعموت نجات پیدا می‌کنی هم این بداخلاقیا

اگه پزشکیه خب عالی فرهنگیانه خداروشکر معماریه بزن تو کار برج سازی و....فقط و فقط پول دربیار بالای هجده سال باشی با پول هم که شده میتونی هرکاری که خواستی بکنی 

زیرهجده سال رو کاری ندارم کسایی که به بلوغ ذهنی نرسیدن چه چهارده پونزده ساله چه سی چهل ساله ریپ نزنین  
بزار جنگ بشه فقط چیزی نیوفته گردن تو  ببین بنظر من رشتت هرچی که هست حتما میتونی از توش پول و آ ...

نه..ترسناکه..یه طایفه به هم میریزه یعنی هر روز و هر شب باید جواب پس بدی...این وسط حرفت تو یه طایفه میوفته..من تهران بزرگ شدم تازه قوانین رو فهمیدم اگر میدونستم حماقت نمیکردم..الان یاد اون روز میوفتم میگم چه بچه بودم و بی عقل

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
نه..ترسناکه..یه طایفه به هم میریزه یعنی هر روز و هر شب باید جواب پس بدی...این وسط حرفت تو یه طایفه م ...

نمی‌دونم چی بگم خیلی شرایط ناجوره عربا خیلی غیرتین واقعا هم جنگ راه میوفته وحشتناکه

ولی هرکاری میکنی پشیمونی سودی نداره اگه دلت باهاشه تلاشتو بکن ولی کلی شرط بزار اما اگه دلت باهاش نیست سعی کن کلا هرطور که شده دور باشی امتحانا هم که تموم میشه بلآخره دیگه بهونه ای واسه دیدنت نداره

زیرهجده سال رو کاری ندارم کسایی که به بلوغ ذهنی نرسیدن چه چهارده پونزده ساله چه سی چهل ساله ریپ نزنین  
نمی‌دونم چی بگم خیلی شرایط ناجوره عربا خیلی غیرتین واقعا هم جنگ راه میوفته وحشتناکه ولی هرکاری میکن ...

دل من مهم نیست..بابام که گفته نه..و این یعنی آخر تمام حرفا..فقط این پیغام دادنش به عمه هام و مادربزرگم اذیتم میکنه..می ترسم از هر سه تا شون یکی بابام،یکی پسرعموم و یکی زن عموم...داداشمم خوبه منطقی تره ولی بالاخره راحت نیستم باهاش درددل کنم..دعا کن دوست گلم پسرعموم زودتر ازدواج کنه...من فعلا نمیخام ازدواج کنم.

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
دل من مهم نیست..بابام که گفته نه..و این یعنی آخر تمام حرفا..فقط این پیغام دادنش به عمه هام و مادربزر ...

بمیرم واسه دلت عزیزم الان که فکر میکنم واقعا سخته زندگیت

تاقت بیار عزیزم اگه کسی کشوندت کنار بهت چیزی بگه بگو نمیخوام حرفاتونو در این مورد بشنوم خیلی بده که اینو بگم ولی دختر آرومی باشی سوارت میشن سعی کن سروزبون دار باشی کسی جرأت نکنه بهت چیزی بگه 

داداش بزرگتر خیلی خوبه هواتو داره اگه اذیت شدی به اون بگو مگو راحت نیستم و...واقعا یه موضوعیه که نباید تقصیرا بیوفته گردن تو بزار داداشت در جریان باشه و پشتت بمونه

زیرهجده سال رو کاری ندارم کسایی که به بلوغ ذهنی نرسیدن چه چهارده پونزده ساله چه سی چهل ساله ریپ نزنین  
بمیرم واسه دلت عزیزم الان که فکر میکنم واقعا سخته زندگیت تاقت بیار عزیزم اگه کسی کشوندت کنار بهت چی ...

داداشم قراره تا عید قربان نامزدی بگیرن  اون الان درگیر بله گرفتنه  خیلی براش خوشحالم..چون عاشق شده..نمیدونم چرا اون با فامیل پدریم مشکل نداره؟

تو مراسما ممکنه باز با پسرعموم برخورد داشته باشم  چون زن داداشم نوه عموی بابامه....


به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
داداشم قراره تا عید قربان نامزدی بگیرن   اون الان درگیر بله گرفتنه   خیلی براش خوشحالم.. ...

ووووش عزیزمممم مبارکهههههههه خوشبخت بشن الهی 

نگران نباش قشنگم انشالله بهترین زندگی نصیب تو و داداشت میشه

زیرهجده سال رو کاری ندارم کسایی که به بلوغ ذهنی نرسیدن چه چهارده پونزده ساله چه سی چهل ساله ریپ نزنین  
ووووش عزیزمممم مبارکهههههههه خوشبخت بشن الهی  نگران نباش قشنگم انشالله بهترین زندگی نصیب تو و ...

مرسی گلم از انرژی مثبتت  و اینکه احوالم رو گرفتی  

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
مرسی گلم از انرژی مثبتت   و اینکه احوالم رو گرفتی    

عشقمی عزیزم اگه نیاز به حرف زدن داشتی حتما تگم کن

زیرهجده سال رو کاری ندارم کسایی که به بلوغ ذهنی نرسیدن چه چهارده پونزده ساله چه سی چهل ساله ریپ نزنین  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792