2777
2789
عنوان

خیلی از حرفِ مامانم ناراحت شدم!!!

| مشاهده متن کامل بحث + 1436 بازدید | 71 پست
آره الان هی میاد تو اتاق میگه دیگه پیام نداد؟؟؟میگم نه بابا بلاک کردم     ولی یه تماس داش ...

پاک کن بزار کارت تموم بشه اگر به شمارش نیاز داری بعدش بلاک کن اگرم نه که الان انجام بده 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

حالا اگر مادرت بهتر می‌دونه که یه سری چیزا رو نگه و بهتره که خب اون بحثش جداست چون خب با توجه به شنا ...

دیگه نمیگم..میام اینجا از شما که جای خواهرام هستید می پرسم

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
دل خوشیم فقط فامیل مامانمه...مامانم تهرانیه...ولی اونا هم خودشون رو درگیر نمیکنن

من نمیگم باهاشون مثلا ارتباط نداشته باش یا چیزی ،فقط میگم چیزایی نگو که مثلا اگر بگن به بقیه تو بترسی و استرسشو داشته باشی و بد بشه حتی چیزی که ممکنه ساده باشه ولی خوانودت روش حساسن به ریسکش نمیارزه بنظرم 

پاک کن بزار کارت تموم بشه اگر به شمارش نیاز داری بعدش بلاک کن اگرم نه که الان انجام بده 

آره نیاز دارم ولی باید به داداشم بگم با اون برم..مامانم گفت من نمیام ..حتما به داداشت بگو..

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
سخت نگیر تو اگه درستو بزاری واسه رشته معلمی خوبه با مردا هم سر کار نداری 

بابام نمیزاره من شهر دیگه برم ..بهم گفته دانشگاه شهرستان نمیزارم بری..

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
آره نیاز دارم ولی باید به داداشم بگم با اون برم..مامانم گفت من نمیام ..حتما به داداشت بگو..

به داداشت در این باره چیزیم گفته ؟ چون گفتی داداش و پدرت حساسن که شک دارم گفته باشه مادرت ، تو هم خیلی عادی و طبیعی مثل همیشت رفتار کن 

به داداشت در این باره چیزیم گفته ؟ چون گفتی داداش و پدرت حساسن که شک دارم گفته باشه مادرت دو تو هم خ ...

نهههه نگفتم....فقط مامانم گفت اگر دوباره باید باهاش رودررو شی داداشت باید همراهت باشه من نمیام...داداشم اولش عصبانی میشه که چرا کارم رو دادم به این آقا ولی باهام میاد...

بابام بفهمه میاد تو مدرسه با معلممون بحثشون میشه..بخاطر همین چیزا امسال بهم‌گفته باید رشته ات رو تغییر بدی

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
خوب شهر خودتون مگه نداره 

دانشگاه فرهنگیان باید چند سال محل خدمتت مناطق محروم باشه ..

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
راست میگی رشته مامایی برو

من معماری داخلی خوندم..بابام گفته باید تغییر رشته بدی ولی من تجربی دوست ندارم

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......

سلام عزیزم حالت خوبه؟

من اونموقعی که کتابهای پسرعموتو پرت کردی کلی باهات حرف زدم راجب اینکه بری یک یا نگی و...ازت خبر نداشتم تازه پیدات کردم اینطور که معلومه واقعا عاشق هم شدیناااا پیش بینیامون از همون اول درست بوود

دیگه چه خبر؟اوضاعت بهتر شده؟از تاپیکات مشخصه غم زیاد داری عزیزم 

زیرهجده سال رو کاری ندارم کسایی که به بلوغ ذهنی نرسیدن چه چهارده پونزده ساله چه سی چهل ساله ریپ نزنین  
سلام عزیزم حالت خوبه؟ من اونموقعی که کتابهای پسرعموتو پرت کردی کلی باهات حرف زدم راجب اینکه بری یک ...

سلام..ممنون خداروشکر...

آره حماقت بزرگی که کردم برام دردسرساز شد...کاش هیچ وقت این کار رو نمیکردم...خیلی بچه بودم...تو این فامیل که همش دنبال حرف و حدیث هستند ..فقط هم من ضرر کردم..بابام خیلی بهم گیر میده..پسرعموم هم هنوز پیگیره...منم نمی دونم چی درسته چی غلط؟!!!

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز