2777
2789

باشوهرم 4سال زندگی کردم ویکسال عقدم همچی عالی بودتابعدازدواج ک خانوادش خیلی دخالت میکردن وشوهرم بین منوخانوادش قرارگرفت ومنم ساده بودم وبدون تجربه فکرمیکردم همیشه عاشق میمونه بحث میکردم تااینکه دیگه بیخیال من شدومن تلاش میکردم اون دورترمیشددوسه باری اومدم براجدایی ک البته بیشتراز طرف اون بودو تحمیلی ولی من خیلی دوسش داشتم وابستش بودم نمیتونستم تاالان ک قراره توافقی جداشیم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بچتون کجاس؟

پیش مادربزرگش هر وقتم بخواد میاد هرچقدرم بخواد میمونه پیشم میبرن میارن یا خودم میرم میارم ومیبرم،هر زمان دلش بخواد میاد و میره ااااا امان از روزهایی که بی لون سپری شد و ازون روزهایی که او بیمن تن‌اش حسرته برام اما گذشت شد۱۸ سالش،ماشاءالله ،دختری بی‌نظیر و ممتاز و با اخلاقیات عکس  یه سری جوانهای الان

آنجا که راه نیست...خدا راه میگشاید،،
پیش مادربزرگش هر وقتم بخواد میاد هرچقدرم بخواد میمونه پیشم میبرن میارن یا خودم میرم میارم ومیبرم،هر ...

خداروشکر که حالش خوبه

 اگه میشه برا رسیدن به آرزوهام برام یه صلوات بفرستین ممنونم😍😘
نمردی ولی زندگی گاهی مرگم برات سخت تر میشه 

اره اون حالتو الانم دارم اما اگه میگم نمردم چون باید زندگی رو گذروند مجبوریم یعنی،بخوایم تو اون شرایط ایست کنیم نابودگر میشیم،،هنوز حسرتشو دارم ...آخخخخ خداااا مادر بودن سخت‌ترین حس دنیاست همانقدر که زیباست 

آنجا که راه نیست...خدا راه میگشاید،،
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز