بچه ها این کاربری دست دختر خواهرم بود الان دست منه
من ۲۰ ام اون۲۴،اولین بار توی فروشگاه لباس فروشیشون دیدمش،من اصولا ادم ساده پوشی ام و حتی به ذهنمم خطور نمیکرد کسی از من خوشش بیاد،اخه من ظاهر واسم خیلی مهمه...
چند روز پیش مامانش و ابجیش اومدن خونمون،من ک خودم فکر میکردم با مامانم کار داشته باشن،اما مثل اینکه خواستگاری بود...
من تو اتاق کلاس انلاین داشتم،خودم تدریس میکنم،بعد دیدم دارن میگن که ما حتی کیس دندونپزشک بهش معرفی کردیم گفته من یکی دیگه رو زیر نظر دارم و وقتی پرسیده بودن ازش کیه؟منو گفته بوده....
من اولین بار بود میدیدمش اون روز تو مغازشون دیدمش اما خب یه نسبت خیلی دوری داریم
شاید باورتون نشه من همیشه تو رویا هام همچین مردی رو میخواستم،بعد ک اون روز دیدمش تا چن روز ذهنمو مشغول کرده بود،،،،،
چقد خوبه خدا باهات یار باشه،من ک جوابم مثبته اخه همه ام قبولش دارن🥲
ولی خب میمونه خانوادم،مامانمم راضیه،دعا کنین داداشم بزاره