شوهر من وضعش خیلی خوبه.ولی داداشم نه.
خب من اگه خرج نکنم مال شوهرمو کی خرج کنه پس؟
نمیتونم بخاطر ازن داداشم چیزی اضافه حالاطلا باشه لباس وسیله خونه و...
چون سریع اینم میخاد. من از دست دخالتهای خانواده شوهرم فرار کردم اومدم شهر غریب. بخدا ت عذابم ب مامانم خیلی وابستم ولی خب آرامش دارم از دست قوم الظالمین. حالا زن داداشم گیر داده ما باید بریم اون شهر داداشم داره خوذشا میزنه ب درو دیوار پول جور کنه حتی میخاست نزول کنه ما نذاشتیم. بابام نداره خود شاهده. ما اینجا خونه داشتیم همه چیمون جور بود. ولی داداشم بیاد باید کرایه هم خونه هم مغازه بده اینجا کرایه ها خدا تومنه.شغلش ت شهر خودمون خیلی گرفته..
مامانم اعصاب منا همش خورد میکنه میگه تقصیر توعه اینارو هوایی میکنی
شوهرم از اونام نیست ک پول ب زن ش بده میگه هر چی میخای گفتم ک نگین خب ت کمک کن.
چکار کنم