2777
2789
عنوان

نمیدونم چی دیدم

273 بازدید | 18 پست

تازه دراز کشیده بودم تو اتاقم بخابم، اما هنوز خاب نبودم. تازه چشام میخاست گرم بشه ک یه نفرو دیدم سفید سفید، بیش اندازه سفید خیلی عادی نشسته کنارم بدون پلک زدن نگام میکنه.میخاستم جیغ بکشم دهنم انگار قفل شده بود. حس میکردم روحم تحت فشارهایی عجیبه و داره ازت میشه. میخاستم بلند شم بدنم انگار فلج شده بود. فقط چشمامو بستم و سوره توحید رو خوندم، بعد یهو صدای جیغ اومد و روحم، بدنم آروم شد.قبلا صداهایی می‌شنیدم عجیب و غریب. ب چند نفر هم درمیون گذاشته بودم. ولی اذیتی درکار نبود. اما امروز دیدمش. هی دو دستی میزنم تو سر خودم میگم توهم بود دختر. اما گوشم از صدای بلند جیغش درد گرفته 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

منم چندوقته هنوبیداربودم خاموشی زده بودیم یهو حالت خفگی بهم دست دادانگاریکی روقفسه سینم نشسته باشه چشاموبازبسته میکردم دهنم قفل شده بودنمیتوستم شوهرم صدابزنم خیلی حس بدی بودصلوات فرستادم یهوبعدچندثانیه سبک شدم 

 ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺳﺖﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺧﯿﺲ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ..!  
منم چندوقته هنوبیداربودم خاموشی زده بودیم یهو حالت خفگی بهم دست دادانگاریکی روقفسه سینم نشسته باشه چ ...

بختک افتاده روتون

منم اینجوری میشم همیشه 

یه جا خوندم 

نوشته بود بدن بیدار میشه از خاب ولی روح تو بدنت نیس بخاطر این اینجوری میشه ولی من میگم یه چی یا یه جنی هست ک اینجوری میکنه

.

بختک افتاده روتون منم اینجوری میشم همیشه  یه جا خوندم  نوشته بود بدن بیدار میشه از خاب ...

وای خیلی اذیت شدم اولین باربودتجربه نداشتم کلا نمیتونستم صحبت کنم 

 ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺳﺖﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺧﯿﺲ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ..!  
منم چندوقته هنوبیداربودم خاموشی زده بودیم یهو حالت خفگی بهم دست دادانگاریکی روقفسه سینم نشسته باشه چ ...

من حضورشون رو دوساله فهمیدم و مشکلی نداشتم. فقط یه صداهایی مبهمی بود. فک میکردم تو خونمون زندگی میکنن. مثلا یهو یکی اسممو صدا میزد. یا یهو یکی کنارم دراز می‌کشید، درحالی ک من نمیدیدم و ترسم هم ریخته بود از این موضوع. الان 9ماهه خونه رو عوض کردیم دوماهی هس اذیت میشم 

من حضورشون رو دوساله فهمیدم و مشکلی نداشتم. فقط یه صداهایی مبهمی بود. فک میکردم تو خونمون زندگی میکن ...

وای حس بدیه چثشایدهمون همزادباشه

 ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺳﺖﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺧﯿﺲ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ..!  
این جور موقع ها چشاتونو ببندید صلوات بفرستین   شده من شبا دو بار هم اینجوری شدم و ب چشم د ...

آره دقیقا یهو یادم اومدصلوات فرستادم بعدش آروم شدم

 ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺳﺖﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺧﯿﺲ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ..!  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز