2777
2789
عنوان

دمشو چیدم

| مشاهده متن کامل بحث + 246 بازدید | 21 پست

تو راه گرفتم .یهو دیدم پدر و پسر با هم اوندن خونه .منم لباس مرتب پوشیده بودم موهامم صاف کردمو.وقتی اومد سلام کرد گفتم سلام خوبی .با اینکه عصبانی بودم و اشکم هی در میومد ولی نذاشتم ببینه..

اومد تو دید آهنگ گذاشتم و میرقصم و دارم پیتزا درست میکنم و بامیه گرفتم  و شادم کپ کرد.آخه همیشه افسرده میشدم از دست اینکاراش و قهر و غر غر و فقطم خودم اذیت میشدم اون یادشم نبود

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

بجه ها من مبخندیدم و با بچه خا سرگرم بودم این هی حرص میخورد .بعدم رفت بیرون گفت لج میکنی من بدتر میکنم.بخدا من لج نکردم فقط سعی کردم نشون بدم برام مهم نیست چیزی....الان زنگ زد درو باز کن ...رفتم باز کردم داره صدام میزنه بیا چایی بده بهم من برم  فعلا..ولی جقدر خل بودم قبلنا

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز