2777
2789
عنوان

بیاید از خاطرات عاشقانتون بگید😁

953 بازدید | 47 پست

خاطرات عاشقانتون که قابل نوشتن باشه رو بیاید تعریف کنید😍

من و همسرم تو دوران نامزدی از هم دور بودیم و همسرم روزای تعطیل میومد... همشم میگفت جور نمیشه این هفته بیام... منم باور میکردم و ناراحت میشدم... بعد با مامانم هماهنگ میکرد که کجام، پا میشد یه راست میومد اونجا و منو غافلگیر میکرد.

یادمه یه سری تو حرم بودم... بعد از اذان مغرب نشسته بودم تو حیاط صحن آینه حضرت معصومه... یه آقایی اومد جلوم ایستاد. منم سرم پایین بود داشتم دعا میخوندم. هی پیش خودم میگفتم چرا این یارو نمیره با این جوراباش😬😖😒

خلاصه یه چند دقیقه ای گذشت.. دیگه نفس کشیدن تو هوای جوراباش برام سخت شده بود... سرمو بلند کردم که دیدم آقامونه با لبخند نگام میکنه😘😍😍😍 یه پاکت پر از لواشک کوچیک کوچیکم تو دستش بود... 😭😍

عزیزممممم😍🥺

منم خاطره زیاد دارم 

اتل متل یه مورچه،قدم میزد توکوچه،اومدیه کفش ولگرد،پای اونو لگد کرد،مورچه یه پاش شکسته،راه نمیره نشسته،بابرگی پاشو بسته،نمیتونه کار کنه،دونه هارو بارکنه، تولونه انبار کنه...                                                حتما داری باریتم میخونی؟؟؟!!!                                ازسنت خجالت بکش یارو😐😂

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یه سریم من رفته بودم بیرون اوک فکر کرده بود خونم. اومده بود جلو در خونه هی با ماشین بوق میزده... زنگ زد ب موبایلم.. سلام و علیک کردیم شروع کرو ب بوق زدن... صداش از گوشی میومد گفتم چرا انقدر بوق میزنی؟ گفت جلو درم دیگه درو باز کن یه ساعته بوق میزنم🤣🤣🤣🤣 گفتم خنگ من که خونه نیستم...

بگو بگوووو

باشه صب کن یادم بیاد

اتل متل یه مورچه،قدم میزد توکوچه،اومدیه کفش ولگرد،پای اونو لگد کرد،مورچه یه پاش شکسته،راه نمیره نشسته،بابرگی پاشو بسته،نمیتونه کار کنه،دونه هارو بارکنه، تولونه انبار کنه...                                                حتما داری باریتم میخونی؟؟؟!!!                                ازسنت خجالت بکش یارو😐😂
نه قهرمون عمیق تر از این حرفاست ک اشتی بشه ...

عزیزم... فقط میتونم بهت بگم زندگیو سخت نگیر.

هرجور بگیری می‌گذره، سعی کن شاد بگذرونی.

هیچ چیز ارزش نداره اعصابتو خورد کنی... اگر قابل بخششه ببخش.

ما چون کرونا بود عقدمون محضری شد و بعدش ی مهمونی کوچیک گرفتیم ولی عقدم تو زمستون بود و محضر پیش امامزاده شهرمون بود .منوشوهرم داشتیم قران میخوندیم جلو سفره عقدمون ک صدای اذان میومد و بارون نم نم میزد خیلی حس خوبی بود اون لحظه😍🥺بعد عقدمون ک رفتیم خونه پدرم هممون شوهرم تو حیاط خونمون برا اولین بار بغلم کرد و بوسم کرد اون لحظه گریم گرفت و اونم دید من گریه کردم خودشم اشک تو چشاش جمع شده بود🥺

اتل متل یه مورچه،قدم میزد توکوچه،اومدیه کفش ولگرد،پای اونو لگد کرد،مورچه یه پاش شکسته،راه نمیره نشسته،بابرگی پاشو بسته،نمیتونه کار کنه،دونه هارو بارکنه، تولونه انبار کنه...                                                حتما داری باریتم میخونی؟؟؟!!!                                ازسنت خجالت بکش یارو😐😂
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792