با پسری ۶سال در ارتباط بودیم قصدش باهام ازدواج بود خانواده من میدونستن خانواده اونم میدونستن ولی خوانوادش الکی مخالف بودن هی بهم گفت صبر کن من راضیشون میکنم و ۶سال شد همه خواستگارام رد کردم ب خاطرش.هر بار فرصت دادم ولی باز خبری از خواستگاری اومدن نشد
این دفعه دیگه جدی باهاش حرف زدم بهم گفت زبونم مو دراورده از بس بهشون گفتم چیکار کنم دیگه؟؟
منم گفتم از من میپرسی خب باید راضیشون کنی گفت حالا شب باز ب مامانم میپرسم ببینم میخان چیکار کنن با بغض باهاش خدافظی کردم و گفتم باشه
حالا الان ۴روزه رفته تا بیاد بگه مامانش چی گفته حتی ی پیامم نداد حالم بپرسه منم دیگه قید این رابطه رو زدم با این ک دارم میمیرم
به نظرتون پیامش بدم بگم چی شد و با مامانت و خانوادت صحبت کردی واسه اخرین بار و چی گفتن؟؟؟