سلام شب قدرتون بخیرالهی ک بحاجتاتون برسین ⚘من ب دلایلی باخانواده شوهری جازندگی میکنم ی دختر۱۰ ماهه دارم مادرشوهرم خیلی توکارای خودم وشوهرم وبچم دخالت نابجاوقلت میکنه همشم درحال تمیزکارخونشم نمیدونم ب بچم برسم یاب طایفه شوهرشوهرم توهمچی تکه ولی خانوادش مخصوصامادرش نمیزاره راحت زندگی کنیم شوهرم تنهاعیبش اینه خرجی بمن نمیده ولی هرچی مادرش بخادوهرکی بخادپول یاهرچی زود براهمه فراهم میکنه مادرش خوب بلده بااداواصول ونازکردن براپسرش ک شوهرم باشه خرش کنه بخام حرف بزنم خیلی حرفاهست ک منوی ادم عصبی لجباز وکمی بد دهن کرده ازتون خواهشم اینه کمکم کنین چون راهشوبلدنیستم تاکمترحرص مادرشوهرومال دنیاروبخورم انگارافسردم شدیداخه خانوادموک میبینم دق دلی مادرشوهرمومیریزم ب اونا توروخدابگین چطوری حال خودمودلموزندگیموخوب کنم شرایطمم جورنیست برم مشاور لطفاکمکم کنین