هفته هفت بارداری یم. سه تا دختر دارم. به خاطر کاهش وزن شدید ناخواسته باردار شدم. دو هفته س فهمیدم باردار شدم خیلی عصبی و گریه کردم جوری خودمو چنگ میزدم موهامو کندم. روح روان ومنوو همسرم بهم ریخته. بشدت استرس گرفتیم جوری که شبا اصلا خواب نداره همسرم میگه در توانم نیست این بچه رو نگه دارم اگه دختر بشه از لحاظ روحی داغون میشیم نمیدونیم چیکارش کنیم خدایا شکرت. این بار به دادم برس تحمل نگاه اطرافیان رو ندارم. به چشم ترحم. نگاهمون میکنن.
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
تازه وارد سایت شده بخاطر همون اسم کاربری و تاپیکش یه چیزه
یعنی چی؟
الان که این امضام رو مینویسم ساعت ۵:۳۱ صبحه و بهشدت ناراحت و غمگینم بابت یه موضوعی که میدونم چندوقت دیگه برام هیچ ارزشی نداره همیشه دوست دارم ناراحتیامو یه جا بنویسم که موقع خوشحالیام بیام نگاهش کنم از یه طرف خداروشکر میکنم که اون ناراحتی گذشته از یه طرف به خودم مغرور نمیشم و میدونم ناراحتیای بدتری تو راهه😆
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
حکمت خدا رو نگاه . یکی مثل من پسر داره و حاضرم تمام زندگیم رو بدم ولی یکدونه دختر داشته باشم. یکی هم در حسرت داشتن پسره.
ایشالله هرچی خیره همون بشه عزیزم
برای حل مشکلم یه صلوات مهمونم میکنی؟🤗🌸نه اسمم ساداته و نه متولد ۶۷ ام. متولد ۷۶ ام. فقط اولش همینجوری یه اسم گذاشتم که عضو سایت شم نمیدونستم نمیشه تغییرش داد🙄😅
سوره اعلی رو بنويس بزار تو یه پارچه ببند به کمرت امیدخدا پسر میشه نیت کن اسمشو بزاری علی یا ...
هر کاری بگید من میکنم فقط بخاطر آرامش خودم. این بارداری داغونمون. کرده. همسرم همیشه شکر گزار بود. بخاطر دختر داشتن. ولی روی این بارداری آروم قرار نداره. فهمید که باردارم عصبانیتش همه چیز شو نشون داد. اخلاقش عوض شده. گفت نمیخامش. بهش گفتم حاظری. سقطش کنی. گفت آره. خیلی سرد و کم حرف شده. نمیدونم. چی تو سرشه.