2821
2789
عنوان

خسته شدم

209 بازدید | 7 پست

تاحالا کسی ک عاشقانه دوسش داشتید، شما رو گذاشته زیر مشت و لگد؟ 

تا حالا کسی ک براش یه دنیا احترام قائل بودین،بی احترامتون کرده. 

شوهرم ن یه بار بلکه چند بار دست روم بلند کرده، ن فک کنین برای یه لحظه ها، نه هربار یکساعت زیر دست و پاش بودم. 

با مادر شوهرم اینا زندگی میکنم، هربار دعوا رو اون راه میندازه. هربار دلمو میسوزونه. جلو شوهرم بهم گفت تو صدتای دیگ زیر سر داری! نباید اعتراض میکردم؟ اعتراض ک کردم جوابم شد کتک خوردن. 

خیلی سعی میکنم این لحظه ها،این حرفا رو فراموش کنم اما نمیشه. یه حس دوگانگی دارم. حس میکنم هم شوهرمو دوس دارم هم ازش بدم میاد. دیوونه شدم دیگ. 

وقتی بهم دست میزنه چندشم میشه. میگم با همین دستا کتکت زدااا، الان داره نازت میکنه.دارم خودمو دور میکنم از زندگیم. نمیدونم چیکار کنم. یه حس قوی تو وجودمه ک نمیزاره ب شوهرم نزدیک شم. روز ب روز دارم دور و دورتر میشم 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

صددفه گفتم. بچه‌ی آخریه. میگه من تا آخر عمرم میخام بمونم نوکری مامان بابامو کنم. همینه ک هست 

پس چرا زن گرفته وقتی هنوز بزرگ نشده 


سعی کن روابطت رو باهاشون کمرنگ تر کنی. کمتر رفت و آمد کن. در عوض رابطه خودت و شوهرت رو بیشتر و بهتر کن. هر مردی یه رگ خواب داره اگه از خودم بخام بگم شوهر من فقط و فقط باید شاد باشم و بگم بخندم تا بتونم کنترلش کنم. با اخم و قهر اصلا به جایی نمیرسم. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792