من اوائل محل نمی ذاشتم اما بعد اینکه چند بار متلک بهم گفت و همه جا گفت بهار مشکل داره مدتی باهاش رفت و آمد نکردم الان که باز شروع کردیم به رفت و آمد باز اینا رو میگه
من بهش گفتم ما اصلا بچه نمی خوایم وگرنه امروز دیگه نازایی وجود نداره فقط اگه کسی بخواد میره دنبالش اینا رو با آرامش گفتم که خیلی لجش گرفت و گفت به هر حال من گفتم بهت بگم که بری دنبالش که از این دیرتر نشه.
تازه خودش هم میدونه مشکل از پسر خودشه که بچه دار نشدیم تا حالا.