تازه داشت خوب میشد... باز شروع شده
ماهرجامیریم یابهوایم بریم مادرشوهرم باید اطلاع داشته باش نگیمم زنگ میزنه روزی چتددفعه زنگ میزنه وسط خوب بیداری ارامش ندارم بخدا برادرشوهرم هس پدرشوهرم هست چندین دفعه زنگ میزنه به شوهرم بیا نون بخر نمیگه شاید دلم بخوادشوهرم پیشم باش بخدا همش پیش خودم میگم منکه دخترم انقدر ازم سوال جواب نمیکنن