من وسواس شدید شدید داشتم هم فکری هم عملی نوشخوار ڋهنی هم که نگو ولی خودمو با این روش درمان کردم دکترم نرفتم ،برا نجسی واینا میگی پاکه الکی شک کردم وقتی دیدی به دلت نچسبید صلوات بفرس بگو وای چقد اسراف کردم و با این حرفا وکارا میتونی کم کم خوب بشی
من وسواس شدید شدید داشتم هم فکری هم عملی نوشخوار ڋهنی هم که نگو ولی خودمو با این روش درمان کردم دکتر ...
خوش به حالت دعاکن منم خوب بشم همش چک میکنم عین اینکه یه فیلم صحنه اهسته اش اجرا کنم برا شست وپهن کردن لباس لباس تمیز میپوشم کارهایی هم که انجام میدم میگم حس میکنم کثیف شد طوری جون ندارم وبه همه کارهام نمیرسم
هرکاری انجام میدم میگم نباید کوچکترین الودگی ایجادبشهگاهی اوقات کاری نمی کنم که خرابکاری پیش نیاد
درکت میکنم ولی دیگه تمومش میکنی این حرفارو که وای نکنه الوده بشه نکنه خوب نشسته باشم حتی اگر یادتم نیاد که سشتی یا نه میگی شستم تمیزه وفلان میدونم اولش خیلی سخته ولی کم کم عادت میکنی از الان به بعد هم کاراتو انجام میدی میگی الوده نیس نجس نیس به خودت تلقین میکنی اوکی؟
خوش به حالت دعاکن منم خوب بشم همش چک میکنم عین اینکه یه فیلم صحنه اهسته اش اجرا کنم برا شست وپهن کرد ...
این کارو رو میزاری کنار صحنه اهسته رو ول میکنی دقت نکن عزیز من زیاد دقت نکن وای خوب شستم اب پاشید رو م یانه این حرفا وشک هارو ول میکنی میگی اه بازم شک کردم به شک اعتنا نمیکننننن من قبلا لباس شستنی خیلی اذییت میشدم خیلی طول میکشید ولی الان سه سوته دوتا سبد لباس لباس میشورم به خودت تلقین میکنی که چیزی نیس حتی به چشمم دیده باشی میگی به شک اعتنا نمیکنن که از کجا معلوم پا نباشه