2777
2789
عنوان

دخالت

140 بازدید | 14 پست

عزیزان چیکار کنیم که خانواده همسر کمتر تو زندگی دخالت کنن؟یکمیش تقصیرخودمه که جدیدا خیلی زود عصبی میشم و نمیتونم خودمو کنترل کنم

لایک‌نکنید ممنونم شما محبتتون ثابت شدست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

هر کاری میکنید سعی کنید نفهمن مثلا طلامیخرین و... با شوهرت متحد باش خوب با سرزبونت رامش کن  ک ...

ی وقتایی شوهرم‌بهشون اطلاعات میده بعدمن‌میفهمم باهاش دعوا میکنم

لایک‌نکنید ممنونم شما محبتتون ثابت شدست

کار خودتو بکن بذار بقیه هم نظرشون رو بدن، مخالفت کنی بیشتر حساس میشن، قلقشون باید دستت بیاد کلا قلق ...

آره واقعا این مخالفت کردن خیلی درسته امتحانش کردم

لایک‌نکنید ممنونم شما محبتتون ثابت شدست

ی وقتایی شوهرم‌بهشون اطلاعات میده بعدمن‌میفهمم باهاش دعوا میکنم

دعوا نکن ب صورت مستقیم اون جبهه میگیره اول از خوبیاش بگو بگو مثلا علی اقا تو خیلی خوبی .... ولی تنها بدیت اینه ک میری مسائل زندگیمونو ب دیگران میگی و... هیچ وقت بد مادر شوهرتم مستقیم پیش شوهدت نگو لج میکنه قبول نمیکنه

دعوا نکن ب صورت مستقیم اون جبهه میگیره اول از خوبیاش بگو بگو مثلا علی اقا تو خیلی خوبی .... ولی تنها ...

چجوری بدیای مادرشوهرمو ب همسرم بگم ک جبهه نگیره؟

لایک‌نکنید ممنونم شما محبتتون ثابت شدست

چجوری بدیای مادرشوهرمو ب همسرم بگم ک جبهه نگیره؟

مثلا بگو نمیدونم چرا مامان تو جمع باهم سرسنگین بود نمیدونم شاید ازم ناراحت بود یا از خوبیاش بگو بعد بدیشو بگو میگن یکیو میخوای شکست بدی  در مرحله اول اول یک خوبیشو بگو بعد با گفتن بدیش کله ملقش کن اون نمیدونه خوبیتو بپزیره یا...‌ هر چیم میگی با خنده بگو بهش و قیافه مظلوم مهربون

مثلا بگو نمیدونم چرا مامان تو جمع باهم سرسنگین بود نمیدونم شاید ازم ناراحت بود یا از خوبیاش بگو بعد ...

حیف‌اسم مامان که از اول بهش گفتم.مرسی عزیزم از راهنماییت خیلی لطف کردی🌹🌹🌹

لایک‌نکنید ممنونم شما محبتتون ثابت شدست

حیف‌اسم مامان که از اول بهش گفتم.مرسی عزیزم از راهنماییت خیلی لطف کردی🌹🌹🌹

میدونی عزیزم منم خیلی ها رو دوست ندارم ببینم ولی باهاشون خوبم ولی کم میرم خونشون و بهانه میارم اونا هم فکر میکنن من باهاشون خوبم هر طور با مادر شوهرت رفتار کنی شوهرتم همونطور رفتار میکنه باهات شوهرا عاشق اینن ک زنشون پر سر زبون باشه و... اینکه علنی نسبت ب شوهرت بگی.. کلا مردا یک خاصیت دارن تو زهنشون میمونه هر طور بشه میزنن تو صورتت ک ها تو با همه مشکل داری کارای مادرشونو نمیبینن باید با سیاست رفتار کنی یعنی یک کسایی رو دیدم دروغ بگن اصلا طف نمیفهمه دروغ میگه یا غیبت میکنه نمیفهمن ک داره غیبت میکنه اینقدر فن بیانشون بالاس سعی کن از تجربیات اطرافیانت استفاده کنی زبون بریز برا مامانش کم برو مثلا ماهی یکبار در هفته هم بهش زنگ بزن نزار شوهرت بدون تو بره اونجاک دخالت کنن همچنین رفتار کن ک شوهرت اینقدر ازت سیر باشه ک سمت حرفای خاله زنک مادرش نره بگه ن زنم خوبع .. . قربون صدقه شوهرت برو صبح قبل رفتنش یکم بغلش کن ، خونه مادرشوهرت میری بهش برس از تو سفره براش تدیک بزار  هیچ وقت بد شوهرتو پیش مادرشوهرت نگو....

میدونی عزیزم منم خیلی ها رو دوست ندارم ببینم ولی باهاشون خوبم ولی کم میرم خونشون و بهانه میارم اونا ...

من‌انقدر از این آدم‌بدم اومده و ‌ازش متنفر شدم ک تو رفتارم کاملا مشخصه ک چقدر ازش یدم میاد اصلا هرکاری میکنم دلم باهاش صاف نمیشه.من‌از وقتی بچم بدنیا اومده خیلی توسط ایشون آزار و اذیت شدم.حساسیتای منو میدید و برای اینکه حرص منو دربیاره هی بچمو بوس میکرد اونم‌تو اوج کرونا،مثل دکتر تجویز میکرد ک ب بچت آب انار بده چای بده آبجوش نبات بده بچه ای ک تازه بدنیا اومده هیچی بجز شیرمادرنیاز نداره خودشم میدونست ولی بازم میگفت،میگه بچتو دوست دارم ولی حتی از گلای پلاستیکی عهد قجرشم نمیگذره نمیزاره بچم‌بهش دست بزنه ک ی وقت خراب نشه ی خیار گرفته دستش داره ب بچه هاش میده ب من ک میرسه میگه خیراته من‌خوردمو هیچیم نگفتم ولی همه این جزئیات باعث شده ک ازش متنفر بشم بخدا هر وقت زنگ میزنه ب زور گوشیو برمیدارم اصلا دوست ندارم صداشو بشنوم حالم ازش بهم میخوره از رفتاراش از دیدن چهرش از شنیدن صداش....

لایک‌نکنید ممنونم شما محبتتون ثابت شدست

میدونی عزیزم منم خیلی ها رو دوست ندارم ببینم ولی باهاشون خوبم ولی کم میرم خونشون و بهانه میارم اونا ...

میومد بچنو بوس میکرد میگفت از حرص مادرشه ک بوسش میکنم من اوایل خیلی حرص میخوردم اما الان میرم‌اونجا بچمو میندازم سرشون اونا برام‌نگه دارن کار خونه هم انجام نمیدم میرم‌میخورم میام واقعا روزهای بعداززایمانم برام عین زهر شده بود هرروز خونه بابام بودن من از ترسم تا ۴۰روزه بچم اونجا مونده بودم منو تا افسردگی برد و اگر خدا کمکم نمیکرد خوب نشده بودم.هیشکی نمیدونه تو اون‌روزا چی بهم گذشت ک از خدا میخوام جوابشو بهش پس بده.تو چهرش میبینم ک از ناراحتی من شاد شده بخدا ک شادی تو چهرشو حرفاش مشخصه این چ مادریه آخه 

لایک‌نکنید ممنونم شما محبتتون ثابت شدست

با مشاوره صحبت کن وازشون کمک بگیر عزیزم میخوای اپلیکیشن لیوم رو نصب کن واسه خانوماست مشاوره هم دارن ...

ممنون عزیزم

لایک‌نکنید ممنونم شما محبتتون ثابت شدست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792