2777
2789

من سال اخر پرستاری هستم. ولی الان میبینم پرستاری تهش واقعا هیچی نیست. این همه تو بیمارستان شیفت بدی خواب رو از چشمت بگیری آخرش هم بعد از چند ماه تعویق ی چندرغاز بذارن کف دستت. تو بیمارستان پرستار هیچ عزت و احترامی نداره. از سوپروایزر و همراه هایی که توهین و بی احترامی میکنن و همکارهایی که زیرآب میزنن. به خدا امروز یک بلاگر پرستاری از سختی شیفتش نوشته بود واقعا ناراحت کننده بود.  استخدامی هم که سخت میگیرن. اگر هم استخدام نشم باید شرکتی و قراردادی کار کنم با حقوق پایین. حالا از آشناها که هیچ تحصیلاتی ندارن. رفتن دوره های آرایشگری دیدن میلیون میلیون درآمد دارن. یکی از آشناها میگفت من دخترهای کم سنی میشناسم که آرایشگرن ۶۰ ۷۰ میلیون در ماه کار میکنن. ولی من به آرایشگری هیچ علاقه ای ندارم. اصلا حاضر نیستم یک روز هم تو آرایشگاه کار کنم. من به خاطر عشق کارکردن تو بیمارستان وارد این رشته شدم و الان فهمیدم عشق و دوست داشتن یک رشته کافی نیست. الان خیلی نا امیدم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اتفاقا قبل عید با خواهرم و دوستش که دکتر هست نشسته بودیم

دوست خواهرم گفت از فلان آرایشگر با هزارتا منت و بساط وقت گرفتم و ۱۵تومنم ازم گرفت. خاک برسر منِ دکتر ک باید منت یه ارایشگرو بکشم و حقوقش چندبرابر منی باشه ک سالها درس خوندم


قشنگ نگفت ولی حق گفت

طنز تلخ

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز