خانوما من تو عقدم داشتم ظرف میشستم یه تابه مونده بود گذاشتم خیس شه بعد رفتم اتاق مادرشوهرم هی میگف یه تابه رو نشست اینکار و نکرد اونکار نکرد شوهرم منو رسوند خونمون بعد زنگ زد مامانم درس میگه چرا ظرفارو نشستی وظیفته اینکارو بکنی
به هیچ عنوان کار برای مادر شوهرت نکن فقط ظرفهای خودتو شوهرت بشور فقط من کار کردم همیشه بهم حرف میزدن تا دیگه هیچ کار نکردم فقط نشستم مثل بقیه جاری خودمون