تیکر پایان سال🦋و خدا دوباره تورا جمع و جور خواهد کرد؛چنان که گویی هرگز از هم نپاشیده بودی.🎑رنج آدم را نمی کشد، بی معنایی میکشد.نیچه به ما میگوید اگر چرای زندگیمان را پیدا کنیم هر درد میتواند بخش رشد و شکل گیری مان شود؛رنج تبدیل به آینه ای برای دیدن خود واقعی میشود؛شاید معنا ساختنی است، از زخمها و روزهای سخت.🦋سرنوشت این است که هیچگاه نمیتوانم به گذشته برگردم تا اتفاقات رخ داده را عوض کنم، ولی دستکم میتوانم تکلیف زمان حال را مشخص کنم و آیندهای جدید بسازم.باید به جایگاهی برسم که کوچکترین حسرتی از روزهای گذشتهام نداشته باشم!💌روی هیچکس حساب باز نکنیدوقتی پا به تاریکی میگذاریدسایه ی خودتان هم شما را ترک میکند...✒️اگه از من بپرسی، می گم تموم پختگی ها و بالغ شدنا از یک جدایی شروع می شه؛ جدا شدن از یک عشق، جدا شدن از یک امنیت، جدا شدن از یک قدرت، جدا شدن از یک وابستگی، جدا شدن از هرچیزی که فکر می کنی بدون اون پوچ می شی. جدایی ها اتفاق می افتن تا بهت یاد بدن که بدون هیچ چیز پوچ نمی شی. تا یاد بگیری تو فرا تر از اتفاقات بد زندگیت هستی، و همیشه چیزایی هستن که بهت معنا بدن. تا تجربه کنی و قوی تر بشی. تا خودتو پیدا کنی و بدونی همیشه راه هایی هستن که انتظار قدمات رو می کشن و دنیات اونقدر بزرگ هست که تو چهارتا اتفاق بد خلاصه نشه.💛
لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بود 🖤🤍حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت 🖤🤍سیب را چیدم و در دلهره ی دستانم🖤🤍سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت🖤🤍 تا سه بس بود که بشمرد و در دام افتد🖤🤍گفت ..یک گفت ..دو افسوس سه را دوست نداشت 🖤🤍من تو خط موازی ..؟ نرسیدن..؟هر گز دلم این قاعده هندسه را دوست نداشت 🖤🤍درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که 🖤🤍 از همان کودکیش مدرسه را دوست نداشت 🖤🤍تو میتوانستی به چشمانم نگاه کنی و گلویم را با چاقوی تیز بُبری و من میتوانستم در آخرین نفس از تو بخاطر خونی شدن دستهایت معذرت بخواهم ......🖤🤍 تاریخ در شب با الکل و زن نوشته شد 🤍🖤