دوستان من خواهرم ۲۷ سالشه و مجرده
لیسانس داره و چند سال از فارغ التحصیل شدنش هم میگذره ، بعد از وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل شده کلا حال روحیش خیلی بهم ریخته.
البته زمان مدرسه و دانشگاه هم خیلی ادم سرحال و شادابی نبود ولی خب بهتر از الانش بود حالش.
بعداز فارغ التحصیلیش یه کار پیدا کرد که زمانی که سر اون کار میرفت حال روحیش بهتر شده بود ولی خب چون حقوقش خیلی پایین بود و اصلا نمی ارزید ، دیگه اونکار رو هم رها کرد.
الانم یه مقدار بی حوصله و کسل شده و توی انجام کارهای شخصیش هم خیلی تنبل شده
خوابش بهم ریخته و اعصابشم مدام خورده
مثلا دیشب که شب عید بود عوض اینکه شاد و خوشحال باشه ، میگفت: من خودمو میکشم ، زندگی برای من جالب نیست من از این وضعیت خسته شدم من بدبختم.
همش همین حرفارو میزنه مدام.
مشاورم اومد که مشاور قرص هم بهش داد کهاون قرص ها فقط الکی خوابشو زیاد میکنه و تاثیری روی حالش نداره
دوستان شما شده همچین موردی داشته باشین؟
یا مثلا خودتون تجربه ی مشابهی داشته باشین؟
میخوام ببینم چه راهی رفتید که نتیجه گرفتید؟