2777
2789
عنوان

یک جرعه شعر

235 بازدید | 6 پست

سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادی

که روزی چشمهایم را، به دنیایی نمیدادی


سلام ای رفته از دستی، که میدانم نمی آیی

و میدانم برای من، امیدی رفته بر بادی


به خاطر داریَم آیا؟ !به خاطر دارمت آری!

سلام ای باور پاکی، که از چشمم نیفتادى


اسیر عشق من بودی،زمانی...لحظه ای...روزی

رهایت کردم و گفتم:پرستویم تو آزادی!


سکوتم را نکن باور، خودت هم خوب میدانی

که در اشعار من چیزی، شبیهِ داد و فریادی..!


انسانیت......

خواب‌هایم بوی تن تو را می‌دهند نکند آن دورترها نیمه ‌شب در آغوشم می‌گیری؟!

برای باغی که خود را فروخته به یک نجار

تمام شب ها و روزها صدای تکرار است تکرار

انسانیت......

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من هم مثل تو باران را بی‌چتر و احتیاط دوست می‌دارم می‌ماندی... ببینمت! خدا بگویم با تو چه ...

من رستم و سهراب، تو؟؟؟

این جنگ ،چه جنگیست؟

گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ

انسانیت......

به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم  بیابان و بود و تابستان و آب سرد و استسقا

سیگار و تو هردو برا من ضرر دارید

 تو بدتری هر چند این اقرار خوبی نیست

انسانیت......

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  8 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  8 ساعت پیش