شوهرم مرد با فكري عه از نظر مالي
هشت تومن درامدشه اما همينا رو چهار سالي كه كار كرده كلي پس انداز كرده وام گرفته و … حدود ٥٠٠ -٦٠٠ تومن داريم البته با ماشين ها و طلا و همه چي …
هر چيو داريم بفروشيم انقد ميشه
خرج هاي عقد و مراسمات هم اكثرا از جيب خودش ميده و خانواده اش خيلي كمك نميكنن منم گله اي ندارم
پدر همسرم بازنشسته هست ولي از نظر ملك خيلي وضعش خوبه خيلي ، ميتونه يه كاري و شروع كنه يا …
اما متاسفانه كمكي نميكنن هيچ گاهي همسرمم محبوره كمك شون كنه و ابن ناراحتم ميكنه كه ما واقعا از تفريحاتمون ميزنبم تا جمع سه و نهايتا اينطور ميشه
حتي كالاهايي كه با خانواده شون بود و گردن همسرم فعلن انداختن، چون براي خواهرشوهرم كه بعد من عقد كرد بايد جهاز خارجي بخرن
در حاليكه پدرشوهرم قول دادع بود سه تا كالا ايراني رو بگيره …
نميتونم به همسرمم چيزي بگم ناراحت ميشه
مثلا اين ماه ٥ تومن عوض پدرش جايي پول داد ،
خيلي غصه ميخورم ، مادرشوهرمم همش خودشو ميزنه به مريضي و غصه خوردن از وضع تا دل شوهرم بسوزه
واقعا ازشون بدم اومده نميتونم جلوي خودمو بگيرم اصن و نشون ندم 😭😭😭