شوهرم چند وقته با تاکسی کار میکنه تا مغازه پیدا کنه
میگه زنای خراب به پستشون زیاد میخورن حتی باباش که پیره و همکارهاش😥
چند بار تعریف کرده بود برام مهم نبود اصلا چون از خودم بیشتر بهش اعتماد دارم
ولی امشب بازم تعریف کرد که چیشده و یه زنه سوار شده و گفته برات غذا بگیرم و شمارتو بده دربست خواستم بهت زنگ بزنم یبارم میگفت یه زنه گفته پول ندارم بیا جور دیگه باهات حساب کنم
امشب نمیدونم چرا حساس شدم...
بااینکه اعتماد دارم ولی..میگم نکنه یوقت زندگیمون بره رو هوا وقتی به بچم نگاه میکنم از اینده میترسم بااین جامعه ی خراب
نظر شما چیه