خسته شدم دیگ از زندگی با هیچکس نمیشه درد دل کرد شوهرم خستم کرده دیگه سر یه چیز کوچیک باهامدعوا میگیره قرار بود لباسشو واسش بدوزم پاره شده بود چون دیشب گفت و من یادم رفت امروز هرچی تو دهنش بود بهم گفت بهم هی گفت برو خونه پدر مادرت بچه ها خسته شدم دوسدارم بمیرم
خب شوهر من ول نمیکنه آهنگ غمگین میزاره آه میکشه تا حرفاشو نزنه ول نمیکنه ..زنداداشاش همشون دوس دارن ...
بخدا باور میکنی تو سایت ادمجرات نمیکنه حرف بزنه الان تیکه پارت میکنن ولی من شرایط طلاق ندارم ازطرفی چون شوهرم انتخابم بوده تازمانی که خدامقدر بدونه باهاش زندگی میکنم ...میدونی من شوهرمو مثه سرطان میبینم من یه ادم سرطانی ام پس باید برای خوب شدنم تلاش کنم باید سرطانمو درمان کنم دهن به دهن شدنش باعث میشه فقط سرطانم عود کنه ..اینجوری بهم انگیزه میده ان شاالله فقط خدا به دلهامون ارامش بده وزندگی پرازعشق