هرجوری بارشون بیاری همونطور رفتار میکنن
شوهر من ناز خدایی هست! هیشکی محلش نمیداده تو خونشون، نازش برا منه.
صبحونه تکراری نباشه، ناهارم فلان ساعت حاضر باشه، میان وعده میوه پوست بگیر ببار برام تو اتاق! چرا چهار قسمت کردی!!! عصر شد چایی بیار با هم بخوریم! ماساژم بده، چرا نازم نمیکنی، چرا ازم تشکر نکردی گلدوناتو آب دادم... تازه چندبار رفتم حموم شستمش. میخواد بره حموم میگه بیا منو بشور😐
ما باید ی سری کارا رو رو دوششون بذاریم عادت کنن.
من ی مدت رفتم سرکار. قبلش میگفت سرکاد بری من ی روز ظرف میشورم، آشپزی میکنم و.. یعنی تقسیم کار. خدا شاهده برمیگشتم خسته، خودم باید ی چی درست میکردم غذاشم میکشیدم بیاد کوفت کنه بره. بخدا ظرف غذاشم نمیبره! بگمم شاکی میشه دستور میدم!!! همش زیر سر مادرش ک شسته و پخته و گذاشتن جلوشونو برده. منم دیگه نرفتم سرکار.