امروز ناهار دعوت بودیم خونه برادرشوهرم به مناسبت بارداریم جاریم جیگرو دل و قلوه و خوش گوشت این چیزا کباب کرده بود بدون در نظر گرفتن بارداریه من که برام خوب نیست ماهای اول بارداریمه بعدشم که دید نمیخورم پا نشد یه تخم مرغی حداقل سرخ کنه برا من خیلی بهم برخورد واقعا بقیه ام سکوت کرده بودن شوهرمم خیلی بهش برخورد هی ازم عذر خواهی میکردن خانواده شوهرم ولی جاریم عین خیالشم نبود بعد برادرشوهرم زنگ زد عذر خواهی اونم صداش اومد که یه دودونه میخورد بچش نمیفتاد که عزت گذاشتیم بهشون این همه خرج کردیم با اینکه از برادر من که کشتارگاه داره و جیگرکی داره این چیزارو اورده بودن واقعا خیلی ناراحتم دارم دق میخورم اینقد خودخوری کردم جاریم ۱۲ ساله ازدواج کرده سه تا بچه ام داره ولی واقعا نمیدونم چرا همچین کاری کرد😔