امروز ناهار دعوت بودیم خونه برادرشوهرم به مناسبت بارداریم جاریم جیگرو دل و قلوه و خوش گوشت این چیزا کباب کرده بود بدون در نظر گرفتن بارداریه من که برام خوب نیست ماهای اول بارداریمه بعدشم که دید نمیخورم پا نشد یه تخم مرغی حداقل سرخ کنه برا من خیلی بهم برخورد واقعا بقیه ام سکوت کرده بودن شوهرمم خیلی بهش برخورد هی ازم عذر خواهی میکردن خانواده شوهرم ولی جاریم عین خیالشم نبود بعد برادرشوهرم زنگ زد عذر خواهی اونم صداش اومد که یه دودونه میخورد بچش نمیفتاد که عزت گذاشتیم بهشون این همه خرج کردیم با اینکه از برادر من که کشتارگاه داره و جیگرکی داره این چیزارو اورده بودن واقعا خیلی ناراحتم دارم دق میخورم اینقد خودخوری کردم جاریم ۱۲ ساله ازدواج کرده سه تا بچه ام داره ولی واقعا نمیدونم چرا همچین کاری کرد😔
منم ۲ ماهم بود مادرشوهرم همه رو دعوت کرده بود شبش بهش گفتم من جیگر نمیخوردم ولی فرداش ناهار جیگر داشتن منم یه تخم مرغ آبپز کردم و نخوردم شوهرم هم نخورد،همیشه اینجوری میکنه چیزایی که من نمیخورم درست میکنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
همینجوریش یه شهر بام بَده..تو سمت من باش عذابم نده💔🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶 یکروز بالاخره آخرین کسی که تو رو میشناسه میمیره! و خاطرت برای همیشه فراموش میشه....! پس از زندگیت لذت ببر❣️
😍😌متاهل وصدالبته متعهد هرآدمی باید یه باباطاهر تو زندگیش داشته باشه ک بهش بگه گل سرخم چرا پژمرده حالی بیا قسمت کنیم دردی ک داری بیا قسمت کنیم بیشش بمن دِه ک تو کوچک دلی طاقت نداری😍😘🤗😇
من جای شما بودم بجای اینکه خودم حرص بخورم حرص جاری رو درمیاوردم،دو تا تکه کوچیک برمیداشتی با نون زیاد میخوردی،هر چیزی کمش چیزی نمیشه،یا هم خودم بلند میشدم اجازه میگرفتم با خنده و شوخی دو تا تخم مرغ برای خودم میزدم
شمام شمشیر از رو بسته بودی خب یکیدو دونه با نون زیاد میخوردی چیزی نمی شد
آره بابا
همینجوریش یه شهر بام بَده..تو سمت من باش عذابم نده💔🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶 یکروز بالاخره آخرین کسی که تو رو میشناسه میمیره! و خاطرت برای همیشه فراموش میشه....! پس از زندگیت لذت ببر❣️