من اولین کاری که کردم این بود که شروع کردم به خودم رسیدن
لباس های شیک ومرتب پوشیدم هم خونه هم بیرون همیشه آرایش میکنم
یعنی هر چی حالت لباس مجلسی داشتم که برا مهمونیا گذاشته بودم درآوردم تو خونه پوشیدن
بعد نزدیک یک سال که من سکوت شروع کردم تمام غر زدن هام قطع کردم تمام پر حرفی هام (قبلا خیلی پر حرف بودم مثلا از مهمونی برمیگشتم شروع میکردم به تعریف که چی شد و فلان🙊)
در حالی که شوهرم ازم چیزی نمیپرسید ومن خودم همه حرفارو بهش میگفتم
واین خیلی بده همیشه باید برای شوهر حالت مرموز داشت
برای خودم سر گرمی درست کردم بیشتر برا پسرم وقتم گذاشتم خودم تنهایی میرفتم خرید و گشت وگزار
رفتم باشگاه با دوستام وقتم پر میکردم
دیگه پیام و تماسم رو باهاش قطع کردم فقط در صورت لزوم
بیشتر از یه سال ازش نپرسیدم دوستم داری یانه ؟
دیگه بهش توجه ومحبت نکردم سرده سرد
رو اعتماد به نفس خودم کار کردم طوری که خودمو بالاتر از همسرم دیدم
خونه رو کردم منبع آرامش
غذای خوب و دسر همیشه آماده خونه مرتب وقتی خونه میومد میفهمیدم آرامش پیدا میکنه در حالی که قبلن
میومد خونه نمیتونستم زبونم رو کنترل کنم و اعصبانیتم رو کنترل کنم شروع میکردیم به بحث ودعوا
ولی حالا دیگه گذشت وسکوت بود
بعد کم کم دیدم همسرم داره میاد سمتم
بهم محبت میکرد باهام حرف میزد وقتی با آرامش میگفتم دلم گردش میخواد تو همون هفته یه روز خالی رو ردیف میکرد میرفتیم بیرون شده خرید هم نمیبرد ولی همون دور دور تو خیابون هم با آرامش و شادی میرفتیم
اینطوری شد که کم کم همه چی درست شدو...