اوایل ازدواج خیلی بداخلاقی میکردم سردمزاج بودم شوهرمم نامردی نکرد خیانت کرد و من بخشیدم و خلاصه...بچه دار شدیم و الان شوهرم میگه خیلی غر میزنی(من یه ذره عصبی بشم دست خودم نیست داد و بیداد میکنم)یه مدت شوهرم بی محلی میکرد میگه رفتارات سردم میکنه در حالی که خودش نه محل میده نه از لحاظ جنسی اوکی هستش سردمزاجه خودش بخاد عین تجاوز رفتار میکنه ولی وقتی بخام کوه یخ!به خواسته هام اهمیت نمیده بیرون گردش نمیریم اصلا فقط با دوستاشه.بعد امشب برگشته میگه من هرچی در بیارم خرج شماها میکنم (از لحاظ خوراک کم نمیذاره)نصفشو خرج ماشینش میکنه و باند و از این کوفت و زهرمارا میندازه و یه مقدار کم برای ما.یه حسرت طلا موند به دلم گفتم بگیر نگرفت.واقعا من مشکل دارم؟مشکل از منه؟
اگه توصیه ای داری که روابط ما هم بهتر بشه ممنون میشم بگی
من خودم خیلی بهشگیر میدادم انگار خوشبختیم فقط تو اغوش اون بود تو وجودش اما الان دانشگاه ثبت نام کردم اصلا وقت ندارم به چیزای اعصاب خرد کن فکر کتم حتی به خانوادشم کاری ندارم الانم میخوام تدریس خصوضی تو خونه انجام بدم تا مستقل تر بشم خلاصه به این نتیجه رسیدم ادم باید خودش مسیول خوشبختی خودش باشه دنبال چیزایی باش که سالم و سرحالی باهاش برنامه ریزی واسه زندگیت داشته باش من اینجوری بهتر شدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.