تاحالا شده به جایی برسید که نه راه برگشت باشه نه رفتن ...
چیکار کردید؟
اقا من از وقتی خودمو شناختم تو این راه موندم...
نپرسید چرا بعضی وقتا بعضی حرفارو نمیشه به زبون اورد ...
خیلی بی کسم نه مادر نه پدر نه خواهر نه برادر نه فامیل !
فقط یک چهار دیواری دارم توش زندونه صحبت کنی میزنت سکوت کنی عذاب میکشی ...
یک جوری گمشدم راحت نجات ندارم دستمو به سمت کی دراز کنم ؟ نمیدونم
ازتون خواهش دارم بهم ارامش بدید...
سوال نه...