بچش به دنیا اومد منم روز سوم زنگ زدم مامانش برداشت گفت خوابه بعد همون لحظه تو گروه واتس اپ یه پیام گذاشت. فهمیدم خودش دوس نداش حرف بزنه منم روز بعدش با همسرم یعنی عموش رفتیم خونش یعنی روز ۵ تقریبا برخورد ظاهری معمولی بود. یه هفته بلد منو انفالو کرد. من واقعا معنی رفتارهاشو نمیدونم
اینم بگم مادرشم کلا خوش صحبت هس ولی بعد ۴۰ روز اومد پیشم برای زایمان من. یا در طول این سالها فقط یه بار منو دعوت کرده بود خونش.
ولی من به این دختر جاریم خیلی محبت کرده بود و این رفتارهاش یکم ناراحت شدم البته خلایق هرچه لایق شما بودین چیکا میکردین