داداشت میتونه قشنگم میتونه
فقط مصل دا اش من بی عرضه اس
الان داداشم حالش از زنش بهم میخوره
انگار دو نفر جدا برا خودشون زندگی میکنن وسط یه بچه هم اتفاقی اومده
یه کوجه با مادرش فاصله داره اما خیلی شده بره شبم پیش مادرش بمونه
مادرشم نمیگه جمع کن برو سر زندگیت به شوهرت برس