اگر یه روز باهاش حرف نزنید روز به روز بدتر میشه به بابات بگو بهش بگه تو اصلا نگو میشی آدم بد دخالت کن اصلا نگو
بابات بگه زنم نمیتونه مریضه پاهاش درد میکنه لباس و ظرف میاره بزاره بمونه نشوره خودش میاد میبره فوقش یک ماه قهر میکنه این اصلا اجهاف درحق مادرته و پیش خانوادش به مامانت میخنده
میگم من انقدر مشغولم سال ۹۰ازدواجذکردم مامانم به من ظرفشویی هم داد گفت بچه مردم نباید جور بچه منو بکشه
الان دیگه تو این دوره مگه لباس و ظرف کاری داره شستنش
الان باردارم با اینکه سه ماه خونم یه وقتایی خیلی اذیت باشم نتونم بلند شم دوتا بشقاب شوهرم میشوره ولی خدایی کسی تو خونه ما یه لیوان برداره هرگز -حتی از اون اول مهمون می اومد نشده بود یک بار یکی یه استکان بشوره اصلا نمیزاشتم
وااای من اصلا نمیفهمم تازه زندخانه دار و کدبانو نبودم هیچ وقت صبح حا دانشگاهم سه روز بقیه روزها سر کار یه وقتایی هم شب کارم
اینا خانوادشون مشکل دارن به دخترشون یاد میدن فکر کنم نمیخوام قضاوت کنم اما خیلی معلومه
یه بار خونه داییم بودیم شوهرم برای من یه میوه پوست کن داییم با من دعوا کرد گفت مگه نوکرته به خدا تو فامیلمون ۹سال یه نوه دختر بودم همه پسر بودن انقدر لوث و مسخره بار آوردن منو که خدا میدونه
اما بعد ازدواج اصلا نداریم این چیزها رو یعنی چی 😡