2777
2789
عنوان

زنداداش

| مشاهده متن کامل بحث + 949 بازدید | 78 پست
احمق  نه نو این کارو نکن یه بار اومد خونتون بگو از زندگی مشترک آدم نباید فقط روابط زنانشویی ان ...

چند بار بهش گفتم یبار مامانم نبود کربلا بود بود منم عقد بودم داداشم خجالت نمیکشید ظرف غذاشو میاورد یا لباساش منم زنگ زدم به زنداداشم گفتم من مامانم نیستم بی مسئولیتی بقیه رو قبول کنم اون چند روز فقط خوب بود اونم از ترس بابام چون اونم تذکر داده بود

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اخه داداشای دیگم این طور نیستن این نمیتونه از پس زنش بر بیاد فقط برا ما قلدره

خب چون داداشای دیگت، داداشای دیگت هستن و ایشون یه آدم دیگه هست. به علاوه ترتیب تولد بچه ها و تعداد بچه ها و جایگاهشون توی خانواده رو شخصیتشون خیلی تاثیر میزاره. اینکه چقد مسیولیت پذیر یا با جرات بار بیان.

الان ما ۴ تا بچه ایم یه پدر و مادرم داریم ولی ۴ تا اخلاق کاملا متفاوت داریم.

قدردان روزهای سخت باش! روزهایی که تو را با خود قوی ترت آشنا کرد.  
بابام چند وقت گیر داد گفت این چه وضعشه دفعه اول خوب بود به بعد دختره باز کار خودشو میکرد

ببین بابات باید قشنگ دختره رو تهدید کنه اصلا زنگ بزنه به خانوادش بگه اگه اینجور میخواد زندگی کنه جدا شن بزار یکم بترسن

چند بار بهش گفتم یبار مامانم نبود کربلا بود بود منم عقد بودم داداشم خجالت نمیکشید ظرف غذاشو میاورد ی ...

اگر یه روز باهاش حرف نزنید روز به روز بدتر میشه به بابات بگو بهش بگه تو اصلا نگو میشی آدم بد دخالت کن اصلا نگو 

بابات بگه زنم نمیتونه مریضه پاهاش درد میکنه لباس و ظرف میاره بزاره بمونه نشوره خودش میاد میبره فوقش یک ماه قهر میکنه این اصلا اجهاف درحق مادرته و پیش خانوادش به مامانت میخنده 

میگم من انقدر مشغولم سال ۹۰ازدواجذکردم مامانم به من ظرفشویی هم داد گفت بچه مردم نباید جور بچه منو بکشه 

الان دیگه تو این دوره مگه لباس و ظرف کاری داره شستنش

الان باردارم با اینکه سه ماه خونم یه وقتایی خیلی اذیت باشم نتونم بلند شم دوتا بشقاب شوهرم میشوره ولی خدایی کسی تو خونه ما یه لیوان برداره هرگز -حتی از اون اول مهمون می اومد نشده بود یک بار یکی یه استکان بشوره اصلا نمیزاشتم 

وااای من اصلا نمیفهمم تازه زندخانه دار و کدبانو نبودم هیچ وقت صبح حا دانشگاهم سه روز بقیه روزها سر کار یه وقتایی هم شب کارم 

اینا خانوادشون مشکل دارن به دخترشون یاد میدن فکر کنم نمیخوام قضاوت کنم اما خیلی معلومه 

یه بار خونه داییم بودیم شوهرم برای من یه میوه پوست کن داییم با من دعوا کرد گفت مگه نوکرته به خدا تو فامیلمون ۹سال یه نوه دختر بودم همه پسر بودن انقدر لوث و مسخره بار آوردن منو که خدا میدونه 

اما بعد ازدواج اصلا نداریم این چیزها رو یعنی چی 😡

عجب صبری دارد این گربهء نفرین شدهء کره زمین💔به امید جهانی بدون جنگ پر از صلح و آرامش 🏳️ (♥️🧿🦋خدایا ممنونتم که همچین معجزه ای👼🏻 🤰🏼برای من رقم زدی،این حس خوب سهم من هم شد 👩🏼‍🍼🦋🧿 ♥️)
ببین بابات باید قشنگ دختره رو تهدید کنه اصلا زنگ بزنه به خانوادش بگه اگه اینجور میخواد زندگی کنه جدا ...

یک خانواده سلیطه ای داره تا یه چیزی میگیم میگن مهریه بدین انقد بدذاتن 

اگر یه روز باهاش حرف نزنید روز به روز بدتر میشه به بابات بگو بهش بگه تو اصلا نگو میشی آدم بد دخالت ک ...

بابام انگار ترس داره ازشون چون چندبار بابام تذکر داد مامانش زنگ زد به بابام مهریه دخترمو اجرا میزارم😑 بابام میگه بدرک فکر میکنیم داماد نشده ولی من حرصم میگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792