دوست عزیز من هم یکسال میشه که خواستگار سمجم رفت و دیگه پیداش نشد، بخدا اینقدر که اصرار کرد اصرار و التماس کرد که مهرش به دلم نشست و اجازه خواستگاری رسمی دادیم. وقتی خانوادشو منو دیدن بدون هیچ حرف و نظری رفتن، حالتو میفهمم. ولی اینو بدون کسی که از دلش دفاع نکرده و جراتشو نداره بدرد زندگی نمیخوره، اگه دلت شکسته اینو بدون خدا جوابشو میده اما منتظر جواب خدا نمون و به فکر خودت باش... به هیچ عنوان منتشون رو نکشید فکر میکنن پسرشون کیه، سعی کن تنها نمونی با افراد مطمین و با تجربه درد ودل کن، هر وقت خواستی گریه کن اما سعی کن یه هنر و کار جدید یاد بگیری و قران بخون نمازت را با توسل و اول وقت بخون بعد یکسال با این خاطره بد کنار میای