همسایه مون جدیدا سگ آورده، کلافه مون کرده. هر وقت در واحد رو باز میکنیم بریم بیرون تا زمانی که آسانسور بیاد و ما بریم این یه بند پارس میکنه. تا صاحبش نخوابه این ساکت نمیشه. یهو ساعت دو نصفه شب پارس که میکنه بند دل آدم تو خواب پاره میشه.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه بار بهش گفتیم نمیدونید چه کولی بازی درآورد که جون من به این بسته است نمیتونم بفرستمش بره. ما بچه نداریم فرض کن این بچه ماست، مگه بچه های بقیه همسایه ها سر و صدا نمیدن؟؟؟ ما همینجور هاج و واج موندیم چی داره میگه
ی همسایه ی بی رحم پیدا کنین بیاد ببرتش بندازه بیرون🤦🏽♀️🤦🏽♀️
نویسنده ها عشق را بزک کرده اند، زشت و زیبا کرده اند،به ان صورت داده اند. هوگو میگوید:بسیاری ادم ها اگر عشق را در داستان ها نخوانده بودند هرگز عاشق نمی شدند./ کاش میشد جایی در پس کوچه های این شهرِشلوغ تورا یافت…مثلا یک عصر دلنشنینِ بهاری، درکافه ای مشرف به رودخانه،هنگام خوردن قهوه ای تلخ چشم در چشم شویم../ یاالله احلامنا بین یدیک.. فحققنا